تبلیغات
ایران مصاف         
 
دوشنبه 23 تیر 1393 :: نویسنده : The M.F

بسم الله الرحمن الرحیم

یک سالگی ایران مصاف

یک سال پیش در چنین روز فرخنده و مبارکی که مصادف با زادروز پدر ایران نوین ، امام خامنه ای ( حفظه الله تعالا ) و سالروز نزول کتاب مقدس تورات بر پیروان الهی حضرت موسا (ع) بود ؛ نامی برای گروه کوچکمان انتخاب و آن را ثبت و رسمی اعلام کردیم . از نام برداشت های زیادی شده بود . فعالیت گروه محدود به تاریخ ایران باستان نشد !!! شاید همین عدم محدودیت ما باعث شد تا فعالیت هایمان کمی در لفافه باشد و جنبه ی عمومی کمی پیدا نکرد !!! همانند یک مسلمان افتخارمان محوریت پیاممان که همان آخر الزمان و امام آن حضرت قائم (عج) بود ، می باشد اما سیاست ؛ سیاست حاکم بر جامعه و برخی اقوام مهم ترین دلیل عدم انتشار برخی مطالب بود . خوب یا بد موانع کوچک و بزرگ زیادی سر راه خود دیدیم . به لطف و یاری خداوند متعال و الطاف خفیه ی امام عصر (عج) با بزرگان بسیاری که در زمینه های مورد مباحثه ی گروه ( خصوصا کوروش بزرگ با حفظ همان محوریت اصلی ) بود آشنا و با آن ها توسط بزرگان گروه که هر کدام حق استادی بر گردن من داشتند صحبت کرده و بر دانسته های محدود و معدود خود افزودیم . دوستان خود و اساتید به نامی یافته و از هر کدام بهره مند شدیم . اما کماکان حسرت مطالبی که به خاطر برخی ملاحظات از انتشارشان معذور ماندیم را می خوریم که امید واریم بتوانید زین پس با دقتی بیشتر نسبت به مسائل ظاهر شویم و نگارنی خود را به جای عدم انتشار با دشمن شناسی بهتر نشان دهیم .

به امید ایرانی آباد و یکپارچه و به دور از دروغ و دشمن و خشکسالی

در یک کلام اللهم عجل لولیک الفرج و اللهم احفظ قائدنا امامنا الخامنه ای الی ظهور المهدی (عج)

در پناه خدا پیروز و موفق و سربلند باشید.





سربرگ :
برچسب ها : ایران مصاف، IR_Masaf،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام
پنجشنبه 14 فروردین 1393 :: نویسنده : The M.F

بسم الله الرحمن الرحیم
=-=-=-=-=-=-=-=-=



پیامبر خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله
إنَّ فاطِمةَ بَضعَةٌ مِنّی و هِىَ نورُ عَینی و ثَمَرَةُ فُؤادی؛ یَسوؤُنی ما ساءَها و یَسُرُّنی ما سَرَّها و إنَّها أوَّلُ مَن یَلحَقُنی مِن أهلِ بَیتی

فاطمه پاره تن من و روشنى دیده و میوه دل من است. آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى ‏كند و آنچه شادش كند، مرا شاد مى‏ كند؛ او نخستین نفر از اهل‏بیت من است كه به من مى‏ پیوندد

الأمالى ، صدوق ، ص 575

=-=-=-=-=-=-=-=-=


دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست
=-=-=-=-=-=-=-=-=
شهادت بزرگ بانوی دو عالم بر فرزند بزرگوارش امام زمان(عج) نایب بر حقش تمامی دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت باد .
=-=-=-=-=-=-=-=-=





سربرگ :
برچسب ها : شهادت بزرگ بانوی دو عالم، ایران مصاف، ایران، فاطمه (س)، پیامبر اکرم(ص)، امام علی (ع)، امام زمان (عج)،
جستار های وابسطه : شهادت بزرگ بانوی دو عالم،


داغ کن - کلوب دات کام
چهارشنبه 13 فروردین 1393 :: نویسنده : The M.F

سیزده به در، پس از دوازده روز به یاد دوازده ماه


بدون شک هر شروعی پایانی دارد. شاید مهم ترین اثری که جشن «سیزده به در» می گذارد پایان دادن به رسمی بودن شادی های نوروز باشد. چه زیباست که این روز را در طبیعت زیبا بگذرانیم و از زیبایی های طبیعت بهره ببریم همانطور که نوروز را به خاطر تازه شدن طبیعت جشن می گیریم.

 

روز سیزدهم فروردین یکی از روزهای شاد برای ایرانیان محسوب می شود و هر ساله اوقات زیبایی را برای آنها رقم می زند. درباره ی این جشن گفته های زیادی بیان می شود و روایات و افسانه های دلکشی نقل شده است.

 

هرچند در میان جشن های ایرانی دو جشن چهارشنبه سوری و «سیزده به در» کمی مبهم هستند اما باید پذیرفت نحس بودن «سیزده به در» گفته ای نادرست است و بر عکس، این روز یکی از روزهای فرخنده و سعد بوده است.

 

از «تیر شید» تا «تیر روز»

قبل از آنکه به بررسی آنچه پژوهشگران درباره سیزده به در گفته اند بپردازیم، علاقه مندم آنچه برایم شگفت انگیز می نمود را بیان کنم:

 

امروز مردم ما با چهارشنبه سوری به استقبال نوروز می روند و با «سیزده به در» به صورت رسمی به جشن های نوروزی پایان می دهند. بعید نیست که همین دیدگاه باعث بوجود آمدن این جشن ها شده باشد و جالب آنکه هر دو جشن با تیر ارتباط دارند. (پژوهش کامل پیرامون متن چهارشنبه سوری)



 

تیر




سیزدهم هر ماه خورشیدی که تیر روز نامیده می شود مربوط به ستاره ارجمندی است که تیر نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می گویند.

 

تیر در کیش مزدیسنی مقام بلند و داستان شیرین و دلکشی دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه نیز که جشن تیرگان است به نام او می باشد.

 

معقول ترین گفته

 

همان طور که گفته شد فلسفه ی سیزده به در کمی مبهم است. در کتاب‌های تاریخی پیش از قاجار اشاره‌ی مستقیم و دقیقی به وجود چنین مراسمی نشده‌ است. اما معقول ترین موردی که درباره ی سیزده به در گفته می شود این گفتار است:

 

«ایرانیان پس از دوازده روز از نوروز که به یاد دوازده ماه از سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دوره نوروز را به پایان می رسانیدند.»



 

نام «سیزده به در» یعنی چه؟

 

مشهور است که واژه ی «سیزده به در» به معنای «در کردن نحسی سیزده» است. اما وقتی به معانی واژه ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می توان داشت.

 

«در» به جای «دره و دشت» می تواند جایگزین شود .به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می داند.

 [علی اکبر دهخدا، در و دشت]

 

 چو هر دو سپاه اند آمد ز جای

تو گفتی که دارد در و دشت پای

 (فردوسی)

 

 

 

یکی از معانی واژه «به»، «طرف و سوی» می باشد. [علی اکبر دهخدا، به]  مانند اینکه می گوییم «به فروشگاه.»

 

پس با نگاهی کلی می توان گفت واژه «سیزده به در» به معنای «سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می دهد.

 

سیزده به در، نحس یا فرخنده؟!

 

تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار سعد و فرخنده دانسته اند مثلاً در آثار الباقیه، جدولی برای سعد و نحس بودن دارد که در آن جدول سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمه ی سعد که به معنی نیک و فرخنده است آمده و به هیچ وجه نحسی و کراهت ندارد.


 


داستان ها و افسانه ها

جمشید شاه

می گویند جمشید روزی در صحرای سبز و خرم خیمه خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و مراسم در می آید و ایرانیان از آن به بعد این روز را بیرون از خانه برگزار می نمایند.

 

با توجه به شباهت این رویداد به آیین سیزده به در، گفته می شود این روز همان سیزدهم فروردین بوده است.

 

علف گره زدن و مشیه و مشیانه

 

افسانه ی آفرینش در ایران و مسأله ی نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. در شاهنامه فردوسی هم، کیومرث به عنوان اولین پادشاه ایران معرفی می گردد.


 


برخی معتقدند مشیه و مشیانه (مشی و مشیانه)، روز سیزدهم فروردین برای اولین بار در جهان ازدواج را رقم زدند. در آن زمان چون عقد و نکاهی شناخته شده نبود آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند.

 

بنابر داستان ها، از نطفه ی کیومرث که بر زمین ریخته شد، پس از چهل سال گیاه ریواس می روید. مشیه و مشیانه که در کمرگاه این گیاه به هم پیوند خورده بودند به صورت انسان درمی آیند و بعد از گذشت حوادثی با یکدیگر ازدواج می کنند.

 

به اعتقاد برخی، رسم علف گره زدن که در سیزده به در رایج است از افسانه مشیه و مشیانه -دو گیاهی که به یکدیگر تنیده بودند- سرچشمه می گیرد.

 


یاری نامه ها : (پردیس اهورا)

عبدالعظیم رضایی. اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان. چاپ ششم، تهران: دُر، ۱۳۸۱، ISBN 964-6786-14-6.

محمدعلی محمد، مشی و مشیانه، سه گانه روز اول عشق، انتشارات کاروان، ۱۳۸۷

تونی آلن، چارلز فیلیپس، مایکل کریگان. مشاور: دکتر وستا سرخوش کریتس. مترجمان: زهره هدایتی، رامین کریمیان.سرور دانای آسمان. چاپ نخست. تهران: نشرنی، ١٣٨۴ . ISBN 964-312-796-6.

لغت نامه دهخدا





سربرگ :
برچسب ها : سیزده به در، پس از دوازده روز به یاد دوازده ماه، ایران مصاف، ایران، 13 فروردین، نوروز، سیزده بدر،
جستار های وابسطه : سیزده به در، پس از دوازده روز به یاد دوازده ماه،


داغ کن - کلوب دات کام

 

چنین جشن فرخ از آن روزگار

بمانده است از آن خسروان یادگار


بحار الأنوار عن مُعلّى بن خُنیس : دخَلتُ على الصّادقِ علیه السلام یومَ النَّیروزِ فقال : أ تَعرِفَ هذا الیَومَ ؟ قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، هذا یَومٌ تُعَظِّمُهُ العَجَمُ و تَتَهادى فیهِ، فقالَ أبو عَبدِ اللّه ِ الصّادِقُ علیه السلام : و البَیتِ العَتیقِ الّذی بِمَكَّةَ ! ما هذا إلاّ لِأمرٍ قَدیمٍ اُفَسِّرُهُ لَكَ حَتّى تَفهَمَهُ ...

یا مُعَلّى ، إنَّ یَومَ النَّیروزِ هُوَ الیَومُ الّذی أخَذَ اللّه ُ فیهِ مَواثیقَ العِبادِ أن یَعبُدوهُ و لا یُشرِكوا بِه شَیئا ، و أن یُؤمِنوا بِرُسُلِهِ و حُجَجِهِ ، و أن یُؤمِنوا بِالأئمَّةِ علیهم السلام ، و هُوَ أوَّلُ یَومٍ طَلَعَت فیهِ الشَّمسُ... و ما مِن یَومِ نَیروزٍ إلاّ و نَحنُ نَتَوَقَّعُ فیهِ الفَرَجَ لِأنَّهُ مِن أیّامِنا و أیّامِ شیعَتِنا ، حَفَظَتهُ العَجَمُ و ضَیَّعتُموهُ أنتُم ... و هُوَ أوَّلُ یَومٍ مِن سَنَةِ الفُرسِ . ...


بحار الأنوار ـ به نقل از معلّى بن خنیس ـ : در روز نوروز خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم حضرت فرمود : آیا مى دانى امروز چه روزى است؟ عرض كردم : فدایت شوم، این روزى است كه ایرانیان آن را گرامى مى دارند و در آن به یكدیگر هدیه مى دهند. امام فرمود : سوگند به آن خانه كهن كه در مكّه است، جز این نیست كه این یك ریشه كهن دارد، من برایت توضیح مى دهم تا آن را بدانى...
اى معلّى! روز نوروز، همان روزى است كه خداوند در آن از بندگان پیمان گرفت كه او را بپرستند و هیچ انبازى برایش نیاورند و به فرستادگان و حجتهاى او و به امامان علیهم السلام ایمان بیاورند. نوروز نخستین روزى است كه خورشید در آن طلوع كرد··· هیچ نوروزى نیست مگر این كه ما در آن روز منتظر فرج هستیم؛ زیرا نوروز از روزهاى ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ كردند و شما آن را از دست نهادید··· نوروز نخستین روز از سال ایرانیان است. ...


بحار الأنوار : 59/92/1

 

 

نوروز

 

با توجه به کهن بودن جشن نوروز و دگرگونی ها در آیین برگزاری آن، درباره ی پیدایش این جشن باستانی گفته ها و افسانه ها و روایات گوناگون بیان شده است. پایان آفرینش، بازگشت فَروهر گذشتگان به زمین و ... از مواردی است که درباره انگیزه ایرانیان باستان از برگزاری این جشن بیان می شود.

اما بسیار مشهور است که این جشن به دوره جمشید ارتباط دارد. باید توجه داشت که برخی از پژوهشگران جمشید را یک شخص خاص نمی دانند بلکه یکی از دوره های تاریخی می دانند. فریدون جنیدی معتقد است: «جمشید دوره تابندگی نژاد آریا است. و این زمانی است که خانه های مهندسی ساخته شد، عطر و دیبا و رنگ، می و دارو و سنگ های لعل و یاقوت و پیروزه شناخته شده بود. در این روز آریاییان جشنی بر می گزاردند که مصادف با روز اول ماه فروردین است.»

فریدون جنیدی. زروان. چاپ اول، تهران: بنیاد نیشابور، ١٣۵٨

 

با فرض درست بودن این موضوع می توان نتیجه گرفت که این جشن از دوره اوج ایرانیان به یادگار مانده است.

به هر حال جمشید در بسیاری از منابع تاریخی و ادبیاتی ما به شکل یک پادشاه ترسیم و داستان ها و افسانه های دلکشی هم درباره نوروز گفته شده است. در آثارالباقیه ی ابوریحان بیرونی و شاهنامه فردوسی و کتاب های دیگر، نوروز را به جمشید که یکی از پادشاهان سلسله پیشدادی است نسبت می دهند و می گویند:

جمشید تختی از طلا ساخت و بر آن نشست. دیوان آن را برداشته و در یک روز جمشید را با تخت طلا از دماوند به بابل بردند. این روز اول فروردین بود که هرمزد نام داشت و مردم آن را جشن گرفتند و شادی کردند.

 

اما آن چیزی که باعث می شود نوروز زنده بماند، همزمانی آن با آمدن بهار می باشد. گاهشماری خورشیدی که حاصل تلاش دانشمندان ایرانی است یکی از دقیق ترین گاهشماری ها در طول تاریخ بوده است،به طوری که نوروز دقیقا در ابتدای فصل بهار جای می گیرد.

باورهای ایرانیان به زندگانی صلح آمیز و آشتی جویانه و احترام به پدیده های طبیعت، در سراسر آثار ادبی و هنری و معماری آنان به چشم می خورد و شیوه برگزاری جشن های آنان نیز از همین باور دیرین سرچشمه می گیرد. تقریباً همگی جشن های ایرانی برگرفته از رویدادهای کیهانی و طبیعی بوده است.

 

بن مایه : تارنمای نیلوفر ایرانی

با سپاس از تارنگار های آریابوم و تبیان 

 





سربرگ :
برچسب ها : چنین جشن فرخ از آن روزگار/بمانده است از آن خسروان یادگار، ایران مصاف، ایران، نوروز، عید، فاطمیه،
جستار های وابسطه : چنین جشن فرخ از آن روزگار/بمانده است از آن خسروان یادگار،


داغ کن - کلوب دات کام
سه شنبه 27 اسفند 1392 :: نویسنده : The M.F

جشن (عید ) چهارشنبه سوری


ایرانیان باستان دیدگاهی نیک درباره ی آتش داشتند و به نظر می رسد با جشن هایی مانند جشن سوری به استقبال نوروز که یکی از نیک ترین و بهترین آیین هاست می رفتند. ایشان با روشن کردن آتش بالای بام خود، نوعی پیروزی نور را بر تاریکی به نمایش می گذاشتند.

اما بدبختانه امروز از این جشن نیک جز نامی زشت باقی نمانده و با خرافات آمیخته شده است. عجیب آنکه این روز ها این جشن ایرانی با ابزاری که بیشتر ساخت کشور چین هستند برگزار می شود!!!

در ادامه به توضیحاتی درباره ی این جشن در ایران باستان و همچنین بررسی فلسفه ی آتش در دین زرتشتی می پردازیم.


 

از «تیر شید» تا «تیر روز»

قبل از آنکه به بررسی آنچه پژوهشگران درباره چهارشنبه سوری گفته اند بپردازیم، علاقه مندم آنچه برایم شگفت انگیز می نمود را بیان کنم:


امروز مردم ما با چهارشنبه سوری به استقبال نوروز می روند و با سیزده به در به صورت رسمی به جشن های نوروزی پایان می دهند. بعید نیست که همین دیدگاه باعث بوجود آمدن این جشن ها شده باشد و جالب آنکه هر دو جشن با تیر ارتباط دارند.

می دانیم که در گاهشماری ایرانی هر روز ماه نام خاصی داشته است و روز سیزدهم هر ماه را تیر روز می نامیدند. پس سیزده فروردین که مشهور به سیزده به در است با تیر ارتباط پیدا می کند و در تیر روز قرار دارد.

 

برخی از پژوهشگران معتقدند در دوران کهن - شاید قبل از آنکه گاهشماری ایرانی بر اساس روزهای ماه شکل گیرد - روزهای هفته هم مورد توجه آریایی ها بوده است و نام روزهای هفته اروپایی یادگاری از همان دوران است.

 

یک شنبه - مهر شید (Sunday)

دو شنبه - ماه شید (Monday)

سه شنبه - بهرام شید (Tuesday)

چهارشنبه - تیر شید (Wednesday)

پنجشنبه - اورمزد شید (Thursday)

آدینه - ناهید شید (Friday)

شنبه - کیوان شید (Saturday)

 

مشاهده می کنیم که چهار شنبه هم با تیر پیوند دارد و نامش تیر شید بوده است.

پس ما در تیر شید به استقبال نوروز می رویم و در تیر روز جشن های نوروزی را پایان می دهیم. یعنی جشن های نوروزی از تیر شید تا تیر روز برگزار می شود. تیر نمادی از رحمت خداوند است و رحمت الهی در نوروز به اوج می رسد.

هرچند منابع کافی و دقیقی برای اثبات این موضوع از نظر تاریخی وجود ندارد اما می توانیم از این اتفاق زیبا بهره ببریم و با سازمان دهی این جشن ها که امروز در میان مردم جای دارند، علاوه بر ایجاد زمانی شاد و مفید برای مردم، اندیشه های پاک و زیبایی را رواج دهیم و از تحریف همه جانبه جشن های باستانی جلوگیری کنیم.

 

جشن چهارشنبه سوری

 

درباره ی اینکه جشن سوری دقیقاً در کدام روز گرامی داشته می شده است اطلاعات درستی به دست نیامده است.

اما از شواهد بر می آید که این جشن نزدیک به نوروز برگزار می شده است. گفته می شود این جشن قبل از اسلام در پنج روز پایان سال که مشهور به پنجه بود، برگزار می شد.

می دانیم هر سال  ٣۶۵ روز دارد ولی برخی معتقدند در گاهشماری باستانی ایران، ١٢ ماهِ ٣٠ روزه وجود داشته است(یعنی ٣۶٠ روز) و به ۵ روز باقیمانده سال پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه، می گفتند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه ها حساب نمی شوند.

از آنجایی که  چهارشنبه سوری بر خلاف دیگر جشن ها که بر اساس روزهای ماه بوده اند، بر اساس روزهای ماه نیست، احتمال قرار داشتن این جشن در پنجه قوت می گیرد.

 

چهارشنبه و جشن سوری

یکی از نظریه هایی که درباره چهارشنبه سوری بیان می شود، آن است که ایرانیان بعد از اسلام برای آنکه بدون مشکل بتوانند جشن سوری را برگزار کنند؛ چهارشنبه که برای اعراب منحوس بوده است را بهانه قرار دادند تا این جشن را گرامی بدارند (که البته این موضوع مخالفان زیادی هم دارد). 

 

معنای سور

سوری به معنای سرخی – سرخ رنگ مانند گل و شراب - و سور به معنای عیش و سرور و شادمانی است. همچنین می توان گفت به معنی بارو شهر و بام بلند و دیوار دور شهر است.

ایرانیان باستان با روشن کردن آتش بالای بام خود، نوعی پیروزی نور را بر تاریکی به نمایش می گذاشتند.

 

آتش پاک کننده

آتش را از آن جهت روشن می کردند که معتقد بودند تمام بدیها و سیاهی ها درآتش افکنده و می سوزاندند و از روی آتش می پریدند و می گفتند « سرخی تو از من زردی من از تو ».

این طور زمانی شاد برای نیاکان ما رقم می خورد.

با توجه به اینکه یکی از دیدگاه های زرتشتیان درباره ی نوروز مربوط به فَروَهر های گذشتگان پاک و پارسا است که در اول سال به زمین فرود می آیند، ایرانیان باستان تمام ناپاکی ها را از بین می بردند تا فروهر های گذشتگان خشنود باشند.

(فروهر یا فره وشی یکی از نیرو های مقدس و معنوی انسان در هیکل او داخل شده او را رشد و ترقی داده و نگاهداری می کند و پس از مرگ انسان دیگر باره با همان پاکی و تقدس اولی بجای خود باز می گردد.)

 بسیاری از پژوهشگران این نشان را نمادی از فَروَهَر می دانند

 

برخی از آیین ها

برخی از آیین ها از برگزاری جشن ها نقل شده است که به نظر می رسد به جشن سوری ارتباط داشته باشد.

در زمان هخامنشیان خرمنی از آتش را به سه کوپه تقسیم می کردند و با همان روش از روی سه آتش به نام : «آسمان» ، «آذر» و «آبان» که نام سه فرشته مقرب خدا هستند می پریدند. پس از آن آتش به هفت قسمت تقسیم شد و به نام هفت امشاسپند (فرشته مقرب) از روی آنها می پریدند.

آجیل مشگل گشا که از هفت نوع میوه خشک تهیه می شده، در شب چهارشنبه سوری ضروری بود که هر خانواده باید آن را تهیه می کرد و به نام هفت امشاسپند در سفره چهارشنبه سوری می گذاشت.

 

افسانه ها و اسطوره ها

داستان سیاوش و سودابه در شاهنامه حاکی از پاکدامنی این جوان زیبای ایرانی است. بی گناهی سیاوش به اثبات می رسد و این جوان بزرگوار، سودابه را می بخشد.


پایان این داستان با جشن و شادی همراه است و برخی از پژوهشگران معتقدند جشن سوری که امروز با نام چهارشنبه سوری می شناسیم ریشه در این افسانه دارد.

می آورد و رامشگران را بخواند/ همه کام ها با سیاوش براند

سه روز اندر آن سور می در کشید / نبد بر در گنج بند و کلید


 

شاید پریدن از آتش هم باز مانده ای از رسوم باستانی ایران باشد و اشاره به حکایت سیاوش دارد. هرچند برخی معتقدند پریدن از روی آتش بی احترامی به آتش است و این کار را بی ارتباط به فرهنگ ایرانی و همچنین آیین زرتشتی می دانند.

 

فلسفه آتش در دین زرتشت

همانطور که می دانید، هفت از نظر ایرانیان باستان بسیار نیک شمرده می شده است.

دیدگاه های زرتشتیان به آتش هم در هفت جمله خلاصه می شود.

 

زرتشت با انتخاب آتش به عنوان سمبل کیش خود از پیروان خود خواسته است که :

 

١ - مثل آتش پاک و درخشان باشند.

 

٢ - همانطوری که شعله های آتش به سوی بالا زبانه می کشند، پیروان دین هم به سوی بالا، به سوی روحانیت، به سوی انسانیت و بالاخره به سوی ترقی و تعالی پیشروی کنند.

 

٣ - همانطوری که شعله های آتش هرگز به سوی پایین جذب نمی شوند، آنها هم سعی کنند مجذوب خواهشهای پست نفسانی نشوند و همیشه آمال بزرگ معنوی را در نظر داشته باشند.

 

۴ - همانطور که آتش ناپاک را پاک می کند و خود آلوده نمی شود، آنها هم با بدی بستیزند بی آنکه خود را آلوده بدیها کنند.

 

۵ - همانطوری که از اخگر می توان آتشی برافروخت، با روح و فکر یک انسان نیکوکار، روانهای بی شماری پاک و منزه خواهد شد.

 

۶ - آتش با هرچه تماس بگیرد آن را مثل خود شفاف و درخشان می کند، فرد زرتشتی نیز باید پس از برخوردار شدن از فروغ دانش و بینش، دیگران را از فروغ نیکی بهره مند سازد.

 

٧ - همانطوری که آتش فعال و بیقرار است و تا پایان عمر حتی لحظه ای از کوشش باز نمی ایستد، انسان هم باید، مانند آتش فعال باشد و از کار و کوشش باز نایستد.

 

اما آتشی که درون آدمی را از آلودگی پاک می کند جز اشا (راستی) نیست که از راه اصول سه گانه هومَت (اندیشه نیک) هوخت (گفتار نیک) هُوَرِشت (کردار نیک) به دست می آید.




بن مایه و یاری نامه ها : پردیس اهورا

عبدالعظیم رضایی. اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان. چاپ ششم، تهران: دُر، ۱۳۸۱، ISBN 964-6786-14-6.

تونی آلن، چارلز فیلیپس، مایکل کریگان. مشاور: دکتر وستا سرخوش کریتس. مترجمان: زهره هدایتی، رامین کریمیان.سرور دانای آسمان. چاپ نخست. تهران: نشرنی، ١٣٨۴ . ISBN 964-312-796-6.

مجله موفقیت





سربرگ :
برچسب ها : جشن (عید ) چهارشنبه سوری،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام


( کل صفحات : 53 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
ایران مصاف
جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر .«امام خمینی (ره)»
درباره تارنما

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود فراوان.
این تارنما صرفا برای یاد آوری گذشته ی گهر بار ایران اسلامی می باشد . تاریخ و تمدنی که باعث افتخار ایرانیان شده است . ایرانیانی که در عصر جاهلیت دنیا یگانه پرست بودند . این دلیلی بر نژاد پرستی و تعصبات نژادی نیست بلکه به عنوان هم میهن تاریخ کشورمان را تحسین می کنیم.
در این تارنما هیچ گونه هدف سیاسی یا تبلیغی نداشته و نخواهیم داشت . هم چنین به این اعتقاد راسخیم که برای نشان دادن سربلندی ایران عزیز هیچ نیازی به زیر پا گذاشتن ادب و همچنین توهین به اقلیت ها ی قومی در سرتاسر دنیا به ویژه در ایران اسلامی نمی باشد . پس از دوستان گرامی درخواست می کنم اگر مواردی غیر از موارد ذکر شده را در این تارنما مشاهده نمودند ، به این جانب اطلاع دهند .

چو ایران نباشد تن من مباد .
The M.F

مدیر وبلاگ : The M.F
پند های کوروش کبیر

لوگوی های حمایتی
نگارندگان

تماس با ما

نظرسنجی
این وبلاگ چند درصد از دانسته های شما را نسبت به گذشته تغییر داده است ؟








آمار تارنما
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان : هم اکنون یک نفر
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
من در کلوب دات کام
پاره ای از امکانات


با ما در تماس باشید