تبلیغات
ایران مصاف - مناقب منحصر به فرد حضرت على علیه السلام از منظر پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله         
 


درباره امیرالمؤمنین علیه السلام فضائل و كراماتى از حضرت رسول صلى الله علیه وآله نقل شده كه از مختصات آن بزرگوار است و درباره هیچ یك از صحابه نقل نشده است. این فضائل در بسیارى از كتب شیعه و اهل سنت نقل شده ولى براى مختصر بودن، در هر یك فقط به دو محل از شیعه و دو محل از اهل سنت اشاره خواهیم كرد.

● حدیث الرایة

در یكى از روزهاى جنگ خیبر فرماندهى عملیات با ابوبكر بود، متأسفانه او فرار كرد و به وقت برگشتن، نفرات خود را متّهم به ترس و فرار مى كرد، و نفراتش او را، روز دوم فرماندهى با عمر بود، او نیز مانند ابوبكر فرار كرد، (1) رسول خدا صلى الله علیه وآله كه از این پیشامد بسیار ناراحت شده بود فرمود: فردا پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش او را دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد، هجوم كننده است، فرار كننده نیست، از حمله بر نمى گردد تا خدا به دست او قلعه را فتح كند.
فرداى آنروز كه همه انتظار حیازت و به دست آوردن این مقام را داشتند، آن حضرت على بن ابیطالب را خواست و پرچم را به او داد و خدا در دست او فتح به وجود آورد: «قال: لأطینّ الرایةَ غداً رجلاً یحبّه اللّهُ و رسولُه و یُحبّ اللّهَ وَ رسولَه كّرارٌ غیرُ فّرارٍ لا یَرجعُ حتّى یَفتح اللّه على یدیه فاعطاها علیّاً ففتح على یدیه» (2)
آنچه در این حدیت بیشتر مورد دقت است كلمه «یُحبّه للّهُ و رسولّه» مى باشد كه رسول خدا صلى الله علیه وآله به طور قاطع فرموده: على كسى است كه خدا و رسولش او را دوست مى دارند این منقبت در حق احدى از صحابه نقل نشده و فریقین در آن اتفاق دارند.

● حدیث المنزلة

در سال نهم هجرت رسول خدا صلى الله علیه وآله به «تبوك» لشكر كشید، چون این جریان طول مى كشید، وانگهى آن حضرت تا مرزهاى شام از مركز حكومت دور مى شدند. لذا لازم بود مردى توانا در مدینه جانشین آن حضرت شود تا مركز حكومت كاملا در امان باشد، بدین جهت آن حضرت صلاح دید كه على بن ابیطالب علیه السلام را در مدینه بگذارد.
پس از حركت رسول الله صلى الله علیه وآله، منافقین در شهر شایع كردند كه رسول خدا نسبت به على بن ابیطالب علیه السلام قهر كرده و بى مهر شده و به دلیل او را با خود به جنگ نبُرد، این سخن بر على علیه السلام گران آمد، لذا در راه تبوك خودش را به آن حضرت رسانید و عرض كرد یا رسول الله صلى الله علیه وآله مردم چنین شایع كرده اند؟ حضرت فرمود:
«أنت منّى بمنزلةِ هارونَ من موسى إلاّ انّه لانبىّ بعدى»(3) تو نسبت به من مانند هارون هستى نسبت به موسى مگر آنكه بعد از من پیامبرى نیست، یعنى: ماندن تو در مدینه براى آنست كه: موسى وقتى كه به میقات پروردگار رفت برادرش هارون را در جاى خود گذاشت:«و قال موسى لا خیه هارون اخْلُفنى فى قومى و اَصْلِح و لاتتبّع سبیل المفسدین»(4) تو هم نسبت به من در جاى هارون هستى، فرق فقط آنست كه هارون پیامبر هم بود ولى بعد از من پیامبرى نخواهد آمد.
این منقبت منحصر به فرد از دلائل خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام مى باشد و فریقین در صحت آن اتفاق دارند.

● حدیث سد الابواب

وقتى كه رسول خدا صلى الله علیه وآله مسجد مدینه را ساخت، منزلهائى در كنار آن بنا نهاد كه زنان خویش را در آن مسكن داد، براى على بن ابیطالب علیه السلام نیز منزلى در كنار منزل خود ساخت، یاران آن حضرت نیز هر یك حجره اى ساخته و ساكن شدند، درهاى همه آن منازل به مسجد باز مى شد و آنها به خانه هاى خویش از مسجد رفت و آمد مى كردند.
از جانب خدا وحى آمد كه بجز در منزل رسول خدا و در منزل على بن ابیطالب باید همه درها گرفته شود، به دنبال این فرمان رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: «سُدّوا هذه الأَبواب إلاّ باب علىّ» یعنى: همه این درها را بگیرید مگر باب على بن ابیطالب را، مردم در این باره به گفتگو برخاستند حضرت در میان قوم بپاخاست، بعد از حمد و ثناى خداوند فرمود: من از طرف خدا به گرفتن و بستن این درها بجز باب على بن ابیطالب مأمور شده ام، و شما پشت سر من گفتگو كرده اید، من از پیش خود نه چیزى بسته ام و نه باز كرده ام، لیكن به چنین كارى مأمور شدم و اطاعت كردم. (5)
پس از بیانات رسول خدا صلى الله علیه وآله همه درها گرفته و بسته شد. بجز درى كه امیرالمؤمنین علیه السلام به مسجد داشتند، در زمان بنى امیه كه مسجدالنبى را وسعت دادند همه آن حجره ها جزء مسجد گردید.
شیعه و اهل سنت در این قضیه اتفاق دارند و آن از مناقب منحصر به على علیه السلام و خانواده اوست كه مشمول «أَذهبَ اللّه الرّجسَ و طهرّهم تَطهیراً» بودند. جهت آگاهى بیشتر رجوع شود به الغدیر ج 3 ص 202.

● حدیث مدینة العلم

حدیث مدینه العلم یكى از مناقب مخصوص امام و از احادیث متواتر است و آن چنین است كه رسول الله صلى الله علیه وآله در حق آن حضرت فرمود: «انا مدینةُ العلم و علىّ بابُها فمنْ أَردالعلمَ فلیأتِ بابَها»  یعنى: من شهر علم هستم، دروازه آن شهر على بن ابیطالب است هر كه علم بخواهد به دروازه شهر بیاید، در ارشاد مفید بجاى «فَلْیاتِ بابها» نقل شده «فلْیَقتبسْهُ من علىّ» و هر دو تعبیر مالاً به یك معنى هستند. (6)
منظور رسول خدا صلى الله علیه وآله از این حدیث آنست كه: من آنچه مى دانم به على بن ابیطالب علیه السلام منتقل كرده ام و علوم من در وجود وى متمركز است و من در او خلاصه مى شوم، اگر براى دانستن علوم به على مراجعه كنید مانند آنست كه به من مراجعه كرده اید. خواه در زندگى من باشد و خواه بعد از مرگم.
مخصوصاً این روایت بیشتر به بعد از رحلت رسول خدا صلى الله علیه وآله مربوط مى شود، كه خواسته على بن ابیطالب علیه السلام را به صورت یك پناهگاه علمى براى بعد از خود معرفى فرماید، چنانكه در غدیر خم و جاهاى دیگر معرفى فرمود.
در بسیارى از روایات آمده كه رسول خدا صلى الله علیه وآله با على علیه السلام خلوت كرد، بعد به او گفتند: رسول خدا صلى الله علیه وآله چه چیز به شما عهد كرد؟ فرمود: «عَلّمنى أَلف بابٍ من العلم فتح لى من كلّ باب الف باب» (7) یعنى هزار نوع علم به من آموخت كه از هر نوع هزار علم بر من مكشوف گردید روایات نشان مى دهد كه همه این علوم به فرزندان معصوم آن حضرت و امامان یازده گانه یكى پس از دیگرى رسیده است .

● حدیث مؤآخاة

از مناقب منحصر به فرد امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حدیث مؤآخاة و علقه برادرى میان او و رسول خدا صلى الله علیه وآله است، در میان همه مهاجرین و انصار تنها على بن ابیطالب علیه السلام شایستگى آنرا داشت كه با رسول الله صلى الله علیه وآله برادر شود.
علامه مجلسى در بحارالانوار فرموده: در سال اوّل هجرت آن حضرت میان مهاجرین و انصار پیمان برادرى برقرار نمود، این برادرى آنها را بر سه چیز ملزم مى كرد: مقاومت براى حق، مواسات و كمك به یكدیگر و ارث بردن از یكدیگر. آنها نود نفر بودند، چهل و پنج تن از مهاجرین و چهل و پنج تن از انصار... این پیش از جنگ بدر بود و چون واقعه «بدر» پیش آمد خداوند آیه «و اُولواالأَرحام بعضُهم أَوْلى ببعض فى كتاب اللّه» (8) را نازل فرمود، جریان ارث بردن نسخ گردید .(9)
به هر حال: رسول خدا صلى الله علیه وآله در این اقدام بین تمامى افراد مهاجر و انصار عقدا خوت و پیمان بردارى برقرار ساخت ولى على بن ابیطالب علیه السلام را با كسى برادر نكرد. آن حضرت از این كار بسیار غمگین شد و گفت: یا رسول الله صلى الله علیه وآله پدر و مادرم فداى تو باد، مرا با كسى برادر نكردى؟ فرمود: یا على تو را براى خود نگاه داشتم، تو برادر منى و من برادر تو هستم «أَنتَ اَخى و اَنا اَخوك یا علىّ» (10) حضرت رضا علیه السلام از پدران خود از على علیهم السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: «انا عبدُاللّه و اخو رسوله لایُقولها بعدَى الاّ كذّابٌ» (11)

● حدیث قَسیُم الجنّة و النّار

از مناقب منحصر به فرد امیرالمؤمنین علیه السلام حدیث «قسیم الجنّة و النّار» است كه با عبارات مختلف از رسول الله صلى الله علیه وآله نقل شده است از جمله با این عبارت: «قال: صلى الله علیه وآله یا علىّ اَنت قَسیمُ الجنّةِ و النّارِ و اَنت یَعسوبُ الدّین» یا على تو قسمت كننده بهشت و جهنم و تو پیشواى دین هستى.
در اكثر روایات معنى این حدیث آنست كه: خداوند چنین مأموریتى را در روز قیامت به آن حضرت خواهد داد كه در حشر كبرى بعد از تصویب خداوند، به اهل بهشت اجازه رفتن به بهشت و به اهل آتش فرمان رفتن به دوزخ بدهد. نظیر آنكه در تفسیر: «و اَذّنَ مُوذّنٌ بینهم انّ لعنةَ اللّه على الظّالمین» (12) نقل شده كه این مؤذن و اعلام كننده، على بن ابیطالب علیه السلام خواهد بود.
در این هیچ بعدى نیست و چه مانعى دارد كه خداوند چنین مأموریت هائى به آن حضرت در قیامت بدهد مگر نعوذ بالله آن حضرت از ملائكة الله كمتر است كه روز قیامت به امر خدا تمشیت امور خواهند كرد.
در روایتى آمده كه مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام معنى این حدیث را پرسید؟ امام فرمود: چون حب على علیه السلام ایمان و بغض او كفر است و بهشت براى اهل ایمان و آتش براى كفر مى باشد، آن حضرت بدین علت قسیم الجنة و النار است...(13)
ولى در روایت ابوالصلت هروى از امام رضا علیه السلام آمده كه آن حضرت نظیر همین جواب را به مأمون عباسى داد و سپس به ابى الصلت فرمود: مطابق درك او جواب دادم ولى از پدرم شنیدم كه از پدرانش از على علیه السلام نقل مى كرد كه آن حضرت گفت:
«قال لى رسول الله صلى الله علیه وآله یا على اَنت قسیمُ الجنة و النار یوم القیامة تقول للنار: هذا لى و هذا لك» (14)

● حدیث على مع الحق

از جمله احادیث مسلم و مقبول بین شیعیه و سنّى آنست كه رسول خدا صلى الله علیه وآله درباره امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده: على با حقّ است و حق با على است از هم جدا نمى شود تا در حوض كوثر پیش من آیند، و در نقل دیگر آمده : على بإ؛ّّ حق است و حق با على است هر جا كه على برود حق هم با او مى رود، اینك عین این دو تعبیر را نقل مى كنیم:
«قال رسول الله صلى الله علیه وآله علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ ولنْ یَفترقا حتّى یردا علىّ الحوض یومَ القیامة»
«علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ و الحقّ یَدور حیثما دارَ علىّ»(15)
این حدیث متواتر كه تنها درباره حضرت ولى ذوالجلال علیه السلام صادر شده، دلالت بر عصمت آن حضرت دارد و اینكه حق به هیچ وجه از او جدا نمى شود و حق در وجود وى خلاصه شده است الغدیر ج 3 ص 176.

● حدیث على مع القرآن

حدیث «علىّ مع القرآن...» مانند حدیث «علىّ مع الحقّ...» از مختصات امیرالمؤمنین علیه السلام است كه درباره هیچ یك از صحابه رسول الله صلى الله علیه وآله نقل نشده و این حدیث گوشه اى از شخصیت بزرگ آن حضرت را حكایت مى كند كه رسول خدا فرمود:
«علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لَنْ یفترقا حتى یردا علىّ الحوض» (16) این حدیث نظیر حدیث متواتر ثقلین است كه درباره قرآن و اهل بیت علیه السلام فرمود: «انّى تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتى اهل بیتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً انّهما لن یفترقا حتى یردا عَلَىّ الحوض»

● حدیث لاُیحبّه الا مؤمنٌ...

خلاصه این حدیث شریف آن است كه على بن ابیطالب علیه السلام معیار ایمان و كفر است فقط مؤمنان مى توانند آن حضرت را دوست بدارند از طرف دیگر فقط منافقان آن جناب را دشمن مى دارند، این حدیث شریف كه كتابهاى شیعه و اهل سنت را پر كرده و از حد تواتر گذشته است از مناقب منحصر به فرد. مولى امیرالمؤمنین علیه السلام مى باشد كه با تعبیرهاى مختلف از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل شده است از جمله: «قال رسول الله صلى الله علیه وآله یا علىّ لایُحبّك الا مؤمنٌ و لا یُبغضك الاّ منافقٌ» (17)
حارث همدانى گوید: روزى على علیه السلام را دیدم كه بالاى منبر رفت پس از حمد و ثناى خداوند فرمود:
«قضاء قضاه الله تعالى على لسان النبى صلى الله علیه وآله انه لایحبنى الا مؤمن و لایبغضى الا منافق قدخاب من افترى» (18) مؤمن اگر على بن ابیطالب را دشمن بدار، توحید، ایمان، تقوى، حق پرستى، عدالت، انصاف و سائر فضائل و حقائق را دشمن داشته زیرا وجود امیرالمؤمنین علیه السلام در آنها خلاصه مى شود و این بر مؤمن محال است و اگر منافق على را دوست بدارد چیزى را كه از ته دل قبول ندارد دوست داشته است و این شدنى نیست.

● حدیث على وصیّى و خلیفتى

ابن اثیر در تاریخ كامل نقل مى كند: چون آیه «و انذر عشیرتك الاقربین» (19) نازل شد رسول خدا صلى الله علیه وآله طعامى آماده كرد و فرزندان عبدالمطلب را كه حدود چهل نفر بودند به طعام دعوت كرد، پس از طعام خوردن پیش از آنكه شروع به صحبت كند، ابولهب با سروصدا مجلس را به هم زد، حاضران متفرق شدند.
بار دیگر آن حضرت طعامى آماده كرد و آنها را دعوت نمود و زبان به سخن گشود و فرمود: فرزندان عبدالمطلب! والله نمى دانم كسى به قوم خویش چیز بهترى بیاورد كه من براى شما آورده ام، من براى شما خیر دنیا و آخرت آورده ام و خدایم امر كرده شما را به سوى آن بخوانم. كدام یك از شما در این دعوت به من كمك مى كند تا برادر من، وصى من، و خلیفه من در میان شما باشد.
«فأَیّكم یُوازرُنى على هذاالامر على ان یكون اخى و وصیّى و خلیفتى فیكم» همه ساكت شدند على بن ابیطالب علیه السلام مى فرماید: من كه از همه جوانتر بودم گفتم: یا نبى الله من در این دعوت یار شما هستم، آن حضرت دست به گردن من نهاد و فرمود:
«ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیكم فاسمعوا له و اطیعوا» مدعوین به حالت خنده و مسخره پراكنده شدند و به ابى طالب مى گفتند: تو را امر كرد كه از فرزندت على فرمان شنوى و اطاعت كنى، حدیث شریف از روایات مسلم فریقین و از دلائل امامت امیرالمؤمنین علیه السلام است و نشان مى دهد كه رسول خدا صلى الله علیه وآله، از اول امر، امامت را از نبوت جدا نكرده است تا جائى كه مورد مضحكه هم قرار گرفته است .
رجوع شود به تاریخ كامل ج 2 ص 42 فصل انذار عشیرة، سیره حلبیه ج 1، ص 461 باب استخفائه فى دارالارقم، مسند احمد ج 1 ص 111 و 159، مختصر كنزالعمال هامش مسند احمد ج 5 ص 41 و 43 شرح ابن ابى الحدید ج 13 ص 244 شرح خطبه 238 قاصعه و مشروح منابع آن در المراجعات مراجعه 20 ص 110، تفسیر برهان ذیل آیه شریفه، بحارالانوار ج 38 ص 1- 26 و الغدیر موجود است .

● حدیث علىّ یعسوب الدین

لفظ یعسوب به معنى رئیس بزرگ و سرپرست بزرگ است، در لغت آمده: «الیعسوب: الرئیس الكبیر یقال هو یعسوب قومه» در اصل رسول خدا صلى الله علیه وآله درباره امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
«یا علىّ انّك سیّدالمسلمین و یعسوبُ المؤمنین و امام المتقین و قائد الغُرّ المحجّلین»(20) ابن ابى الحدید در شرح كلام امیرالمؤمنین كه فرمود: «انا یعسوب المؤمنین و المال یعسوب الفجار» گوید: این كلمه را رسول خدا صلى الله علیه وآله درباره آن حضرت فرموده یك دفعه به لفظ: «انت یعسوب الدین» و یكدفعه بلفظ «انت یعسوب المؤمنین» هر دو به یك معنى بر مى گردد گویا او را رئیس مؤمنین و سید آنها قرار داده است (21)
نگارنده گوید: «گویا» درست نیست بلكه آن حضرت با این كلام او را رهبر مؤمنان قرار داده است نظیر لقب امیرالمؤمنین كه به او داد.
و در مقدمه شرح خویش گفته: در اخبار اهل حدیث كلامى درباره على علیه السلام از رسول الله صلى الله علیه وآله نقل شده كه معناى امیرالمؤمنین مى دهد و آن اینكه فرمود: «اَنتَ یعسوب الدین و المال یعسوب الظّلمَة» و در روایت دیگرى «هذا یعسوب الدین» این دو روایت را احمد بن حنبل در مسند خود و ابونعیم در حلیة الاولیاء نقل كرده است (22) ناگفته نماند: این منقبت از مناقب منحصر به فرد امام و از دلائل خلافت اوست .

● حدیث علىّ ولىّ كلّ مؤمنٍ بَعدى

این منقبت نیز از مناقب منحصر به فرد حضرت على صلوات الله علیه و از دلائل امامت و خلافت آن حضرت است، حاكم در مستدرك ج 3 ص 134 نقل كرده «قال ابن عباس و قال له رسول الله صلى الله علیه وآله انت ولى كل مؤمن بعدى و مؤمنة» آنگاه گفته: این حدیث سندش صحیح است ذهبى نیز در تلخیص مستدرك ج 3، ص 134 آنرا نقل نموده است، احمد بن حنبل در مسند خود ج 1، ص 331 و ترمذى در صحیح خود ج 5، ص 632 باب مناقب على بن ابیطالب آنرا نقل مى كند و نیز در كنزالعمال هامش مسند احمد منقول است مشروع مطلب در الغدیر ج 3 ص 215 - 217 و مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 46 - 52 دیده شود.

● حدیث على امام المتقین

حاكم نیشابورى در مستدرك صحیحین ج 3 ص 136 به سند خود از رسول الله صلى الله علیه وآله نقل كرده كه:
«قال رسول الله صلى الله علیه وآله اَوحى الىّ ربّى فى علىّ بثلاث انه سید المسلمین و امام المتقین و قائد الغرالمحجلین»
آنگاه گفته: این حدیث سندش صحیح است ولى بخارى و مسلم آنرا نقل نكرده اند، با آنكه در عقیده آنها نیز صحیح است. در مختصر كنزالعمال هامش مسند احمد ص 34 به لفظ «فاوحى الىّ ربّى فى علىّ بثلاث انه سیدالمسلمین و ولى المتقین و قائد الغر المحجلین» نقل شده است .
شرف الدین عاملى رحمة الله آنرا در المراجعات ص 150 از كتابهاى بسیار معتبر نقل كرده است.

● حدیث علىّ امیُرالمؤمنین

رسول خدا صلى الله علیه وآله به على بن ابیطالب علیه السلام لقب مبارك «امیرالمؤمنین» داد كه حاكى از امامت و خلافت آن حضرت و از القاب منحصر به فرد آن جناب مى باشد.
شیخ مفید در ارشاد ص 20 یك فصل را منحصر به این مطلب كرده و به سند متصل خود ازانس بن مالك نقل كرده: كه گوید من خادم رسول الله بودم شبى كه بنا بود آن حضرت درمنزل ام حبیبه باشد، آبى براى وضویش آوردم فرمود: اى انس الان از این در امیرالمؤمنین و خیرالوصیین... بر تو وارد مى شود.
«قال یا انس یدخل علیك الساعة من هذا الباب امیرالمؤمنین و خیرالوصیین اقدمُ الناس سِلْماً و اكثرُهم علما و ارجحهم حلماً» انس گوید: گفتم خدایا این شخص از قوم من باشد، كمى نگذشت كه دیدم على بن ابیطالب علیه السلام داخل شد، رسول خدا وضوع مى گرفت مقدارى از آب وضو را بصورت آن حضرت پاشید...
در روایت دیگرى به سند خود از ابن عباس نقل مى كند رسول خدا صلى الله علیه وآله به ام سلمه فرمود:
«إسمعى و إشهدى هذا علىّ امیرالمؤمنین و سیدالوصیین» و در روایت سوم به سند خود از معاویه بن ثعلبه نقل مى كند: كه به ابى ذر گفته شد: وصیت بكن، گفت: وصیت كرده ام، گفتند: به كدام كس؟ گفت: به امیرالمؤمنین. گفتند: به عثمان بن عفان؟ گفت: نه، به امیرالمؤمنین على بن ابیطالب كه او قوام زمین و ربانى این امت است...
و نیز فرموده: خبر بریدة بن خضیب اسلمى كه میان علما مشهور است با سندهائى كه شرح آنها طولانى مى شود، گوید: رسول خدا صلى الله علیه وآله مرا امر كرد ما هفت نفر بودیم از جمله ابوبكر، عمر، طلحه و زبیر بودند كه به ما فرمود: «سَلِمّوا على علىّ بامرةِ المؤمنین» به على با كلمه امیرالمؤمنین سلام كنید، ما به او به لفظ یا امیرالمؤمنین سلام كردیم، با آنكه رسول الله زنده و در كنار ما بود (ارشاد ص 20).
مجلس رضوان الله علیه در بحار ج 37 ص 290 - 340 پنجاه صفحه باین مطلب اختصاص داده است، علامه امینى در الغدیر ج 8 ص 87 آنرا از حلیة الاولیاء ابى نعیم ج 1 ص 63 با سه طریق از انس و ابن عباس و نیز درج: 6 الغدیر ص: 80 از حلیة الاولیاء و مناقب خوارزمى، و فرائد السمطین و غیر آن نقل كرده است .
در پایان این سخن لازم است بدانیم: عیاشى در تفسیر خویش نقل مى كند: مردى به محضر امام صادق علیه السلام داخل شد و گفت: السلام علیك یا امیرالمؤمنین علیه السلام امام صادق علیه السلام بپاخاست و فرمود: این اسم جز به امیرالمؤمنین علیه السلام صلاحیت ندارد، خدا او را باین اسم نامیده است، هر كه جز او به این اسم نامیده شود و خوشش آید مفعول است و اگر مفعول نباشد به این مبتلى مى شود...گفتم: امام قائم شما با كدام نام خوانده مى شود؟ فرمود: به او گویند: «السلام علیك یا بقیة الله السلام علیك یا ابن رسول الله(23) و در روایتى از امام باقر علیه السلام نقل است كه به فضیل بن یسار گفت...«یا فضیل لم یسم بها و الله بعد على امیرالمؤمنین الا مفتر كذاب الى یوم الناس هذا»(24) اى فضیل به خدا قسم جز على بن ابیطالب به این اسم خوانده نشده مگر افتراگر و دروغگو...

بن مایه ی اصلی :

http://www.shirazi.ir/monasebat/09-ramazan/sh_imam.ali/01.htm

پی نوشت ها :

1- این جریان بسیار مشهور است حتى ابن ابى الحدید آنرا به شعر درآورده است .
2- ارشاد مفید ص: 57، اعلام الورى 62 و 63 به نقل بحار ج 21 ص 21، صحیح بخارى ج 5 ص 171 باب عزوة خیبر، صحیح مسلم ج 2 ص 360 باب من فضائل على بن ابیطالب علیه السلام.
3- معانى الاخبار صدوق ص 74 از جابربن عبدالله و سعد بن ابى وقاص، مناقب آل ابى طالب ج 3 ص 16، صحیح بخارى ج 5 ص 24 باب مناقب على علیه السلام صحیح مسلم ج 2 ص 360 باب فضائل على علیه السلام الغدیر ج 3 ص 199.
4- سوره اعراف: 142.
5- علل الشرایع باب 154 ص 201، بحارالانوار ج 39 ص 19 - 35 بطور مشروح، مسند احمد ج 2 ص 26، مستدرك حاكم ج 3 ص 125، در علل الشرایع آمده: «عن ابن عباس قال لما سدّ رسول الله صلى الله علیه وآله الابواب الشارعة الى المسجد الاباب على علیه السلام ضبحّ اصحابه من ذلك فقالوا یا رسول الله لم سددتَ ابو ابنا و تركت باب هذا الغلام! فقال صلى الله علیه وآله ان الله تبارك و تعالى امرنى بسد ابوابكم و ترك باب علىّ...»
6- ارشاد مفید ص 15، بحارالانوار ج 40 ص 200 - 207 بطور مشروح، مستدرك حاكم ج 3 ص 126، از باب ابن عباس و جابربن عبدالله، تذكرة سبط ابن جوزى ص 51.
7- ارشاد مفید ص 15، بحار ج 40 ص 213 - 218.
8- انفال: 75، احزاب: 6.
9- بحار ج 19 ص 130.
10- بحارالانوار: ج 38 ص 330 - 347، صحیح ترمذى ج 5 ص 636 باب مناقب على بن ابیطالب علیه السلام، اسدالغایة ج 4 ص 16 الغدیر ج 3 ص 174.
11- بحارالانوار ج 38 ص 334.
12- اعراف: 44.
13- علل الشرایع باب 130 ص: 162، الغدیر: ج 3 ص 299.
14- عیون اخبارالرضا به نقل بحار ج 39 ص 194 و نیز حدیث قسیم الجنة و النار در بحار الانوار ج 39 ص 193 - 210، شرح ابن ابى الحدید ج 9 ص 165 ذیل خطبه 154، صواعق محرقه ابن حجر ص 124 ذیل حدیث 40.
15- بحارالانوار ج 38 ص 27 - 40 به طور مشروح از شیعه و اهل سنت نقل كرده است ابن ابى الحدید در شرح خود ج 9 ص 88 ذیل خطبه 144 گوید: «ثبت عندى ان النبى صلى الله علیه وآله» قال «انه مع الحق و ان الحق یدور معه حیثما دار».
16- مستدرك حاكم ج 3 ص 134 باب مناقب على علیه السلام، صواعق محرقه ابن حجر ص 122 باب فضائل على علیه السلام، مختصر كنز العمال هامش مسند احمد ج 5 ص 30، ینابیع المودة باب 20 ص 90.
17- ارشاد مفید ص 18، ایضاً بحارالانوار ج 39 ص 346 - 310 صحیح مسلم ج 1 ص 48 باب الدلیل على حب الانصار، صواعق محرقه ابن حجر ص 120 حدیث هشتم از فضائل آن حضرت، شرح ابن ابى الحدید ج 18 ص 173 ذیل حكمت 42 و گوید: «هذاالخبر مروى فى الصحاح».
18- ارشاد مفید ص 18، ایضاً بحارالانوار ج 39 ص 346 - 310 صحیح مسلم ج 1 ص 48 باب الدلیل على حب الانصار، صواعق محرقه ابن حجر ص 120 حدیث هشتم از فضائل آن حضرت، شرح ابن ابى الحدید ج 18 ص 173 ذیل حكمت 42 و گوید: «هذا الخبر مروى فى الصحاح»
19- شعراء: 224.
20- در بحارالانوار ج 38 ص 126 - 166 حدود ده روایت از شیعه و اهل سنت در این رابطه نقل شده است .
21- شرح ابن ابى الحدید ج 19 ص 224 ذیل حكمت 322.
22- شرح ابن ابى الحدید ج 1 ص 12 مقدمه، كنزالاعمال هامش مسند احمد.
23- تفسیر عیاشى ج 1 ص 276 ذیل آیه 117 سوره نساء.
24- بحار ج 37 ص 318.





سربرگ :
برچسب ها : مناقب منحصر به فرد حضرت على علیه السلام از منظر پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


ایران مصاف
جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر .«امام خمینی (ره)»
درباره تارنما

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود فراوان.
این تارنما صرفا برای یاد آوری گذشته ی گهر بار ایران اسلامی می باشد . تاریخ و تمدنی که باعث افتخار ایرانیان شده است . ایرانیانی که در عصر جاهلیت دنیا یگانه پرست بودند . این دلیلی بر نژاد پرستی و تعصبات نژادی نیست بلکه به عنوان هم میهن تاریخ کشورمان را تحسین می کنیم.
در این تارنما هیچ گونه هدف سیاسی یا تبلیغی نداشته و نخواهیم داشت . هم چنین به این اعتقاد راسخیم که برای نشان دادن سربلندی ایران عزیز هیچ نیازی به زیر پا گذاشتن ادب و همچنین توهین به اقلیت ها ی قومی در سرتاسر دنیا به ویژه در ایران اسلامی نمی باشد . پس از دوستان گرامی درخواست می کنم اگر مواردی غیر از موارد ذکر شده را در این تارنما مشاهده نمودند ، به این جانب اطلاع دهند .

چو ایران نباشد تن من مباد .
The M.F

مدیر وبلاگ : The M.F
پند های کوروش کبیر

لوگوی های حمایتی
نگارندگان

تماس با ما

نظرسنجی
این وبلاگ چند درصد از دانسته های شما را نسبت به گذشته تغییر داده است ؟








آمار تارنما
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان : هم اکنون یک نفر
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
من در کلوب دات کام
پاره ای از امکانات


با ما در تماس باشید