آنطور که میدانید نقشه ایران مانند یک حیوان است که اکثرا می گویند این حیوان گربه است و غرب در اکثر فیلم ها و کارتون های خود به جای ایران از نماد گربه استفاده می کند. همانطور که میدانید در کارتون معروف موش و گربه،گربه نماد ایران و موش نماد یهودیان و صهیون هاست و چه جالب که در چند دهه گذشته غرب با ساخت کارتون های گوناگون موش را به صورت موجودی مظلوم در آورده و از طرفی گربه موجودی بد و دشمن موش ها.

هدف از توضیح بالا این است که زمان آن فرا رسیده تا ما ایرانی ها این نماد را تغییر دهیم. نقشه ایران شبیه گربه سانان است و این یعنی اگر شبیه گربه هست پس شبیه شیر نیز می باشد. در این جاست که با تغییر نماد ایران از گربه به شیر و جهانی کردن آن چند منفعت دارد:

۱- نماد شیر تخریب ناپذیر است زیرا اگر در کارتون ها تخریب هم شود در مستندات همانطور با عظمت باقی مانده و هیچ آسیبی به این نماد وارد نمیشود در حالی که گربه به ذات ترسوست و به راحتی قابل تخریب است.
۲-جوانان امروز خارجی در کودکی با افسانه شیر شاه بزرگ شده اند و با شنیدن این که ایران شیر است حساب دیگری باز می کنند و این جاست وقتی صحبت جنگ با ایران به میان می آید این ترس در آن ها ایجاد می شود که به جنگ شیر میروند ولی وقتی گربه می گویی گویی به بازی می آیند.

این دو دلیل کافیست تا امروز ما جنگ روانی خود را آغاز کنیم و با یک نام تاثیراتی بگذاریم که آن ها با نام هایشان می گذارند.

حال از شما درخواست می کنم که اطلاع رسانی نموده و فضای مجازی را پر کنید تا از این پس به جای این که بگویند نقشه ایران شبیه گربه است بگویند شبیه شیر است. تا باشد عامل رعب و وحشتی شود برای دشمنان.

از پارس تا خزر ایران نشسته است…………….این شیر پنجه دیوان شکسته است

منبع : تا ظهور

اضافه بر این مطالب شیر از همان ابتدا نماد ایران بوده است . می خواهم ادعای خود را این گونه ثابت کنم که در تصاویر به دست آمده نماد شیر و خورشید و شمشیر ( که خورشید نماد مهر ، شیر نماد قدرت بی پایان و شمشیر نماد جنگ آوری ایرانیان است .) که از زمان پیشدادیان بر ما یادگار مانده دلالت بر ایرانیان دارد. و دوم این که در تصاویر حکاکی شده در تخت عظیم جمشید تصاویر شکار آهو توسط شیر را مشاهده می کنید و بسیاری از موارد دیگر ...

چو ایران نباشد تن من مباد.





سربرگ :
برچسب ها : شیر، گربه، ایران، پارس،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : The M.F


خلیج فارس

خلیج فارس (یا خلیج پارس) در امتداد دریای عمان و در میان شبه جزیره‌ عربستان و ایران قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع است. از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای‌ رودخانه‌ اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانه ی دجله و فرات و الحاق رود کارون به آن است، ختم می‌شود. خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده‌است، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده‌است. از یونانی این خلیج، «خلیج پارس»، مورد استفاده‌ قرار می‌گرفته که از نخستین شاهنشاهی مهم این منطقه، شاهنشاهی پارس برگرفته شده‌است. در دهه ی ۱۹۶۰ میلادی و با اوج گرفتن پان عربیسم، برخی از کشورهای عربی، از خلیج فارس، به صورتهای دیگری غیر از «خلیج فارس» نام بردند. ایران، به نوبه ی  خود با تصویب دو قطع‌نامه در سازمان ملل متحد، نام خلیج پارس را رسماً وارد اسناد این سازمان کرد. قطع‌نامه ی نخستین به شماره ی UNAD ۳۱۱/Qen در ۵ مارس ۱۹۷۱، و مورد دوم به شماره ی UNLA ۴۵٫۸٫۲ در ۱۰ اوت ۱۹۸۴ تصویب شدند.

کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیج فارس هستند.

زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.

 

نام

خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده‌است، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده ‌است.

 

خلیج فارس در دوران باستان

قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه‌است که عده‌ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا کرانه‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی‌هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده‌است: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده‌ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.»این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است. از سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده‌است. از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی، رسماً کشورهای عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانه‌ها و کتب رسمی ع-ر-ب-ی تغییر دادند.

در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.

خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه‌است. وسعت آن ۲۴۰۰۰۰ کیلومتر است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید.

این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارت‌اند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش ، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد. خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس و بوشهر (که بجز دبی و ابو ظبی سایر بنادر در مالکیت عرضی ایران مقدس می باشند .) را نام برد. دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است. پس از بسته شدن راه بازرگانی میان خاور و باختر در دوره عثمانی، پرتغالی‌ها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سال‌های بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاه‌های خود را از دست داد. قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه‌است که عده‌ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد(منظور اقوام آریایی ایران است زیرا عیلامیان و ... نیز ایرانی بودندوقرن‌ها قبل از میلاد مسیح به کشتیرانی در خلیج فارس پرداختند ولی اقوام آریایی نبودند.). داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا سواحل اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن ترعه‌ای را داد و کشتی‌هایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده‌است: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را داده‌ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.» داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام «دریایی که از پارس می‌آید» نام برده‌است و این یکی از نخستین مدارک تاریخی است که درباره خلیج فارس موجود است. در کتاب اوستا اگرچه از نام خلیج فارس بطور صریح نام برده نشده اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشاره‌ای نیز به اروند رود شده‌است که در آن دوره ارونگ گفته می‌شده‌است و چنین آمده: «دارنده دشت‌های فراخ» و «اسب‌های تیزرو» که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمی‌خسبد، هرگز فریب نمی‌خورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در خاور هندوستان باشد یا بر دهنه شط ارنگ، از ناوک او گریز ندارد، او نخستین ایزد معنوی است که پیش از طلوع خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر می‌آید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاه‌های آریایی را می‌نگرد.

 

نام خلیج فارس در میان یونانی‌ها

نخستین بار یونانی‌ها بودند که این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیده‌اند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته‌اند آمده‌است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان سده ی  نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده‌است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می‌کند. همچنین «فلاریوس آریانوس» مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام می‌برد. البته جست‌وجو در سفرنامه‌ها یا کتاب‌های تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفته‌اند، می‌افزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده‌اند و امپراتوری آن‌ها در سده‌های متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده‌ای داشت. آن‌ها از این طریق می‌توانستند با کشتی‌های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدف‌های اقتصادی و نظامی دست یابند.

 

نام خلیج فارس در زبان عربی

آثار عرب زبان نیز بهترین و غنی‌ترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا می‌تواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در تمام منابع عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ خلیج فارس با نام بحر فارس و یا خلیج فارس ثبت شده‌است در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شده‌است. در آثار ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتاب‌های خود را به زبان عربی نیز نوشته‌اند، و همچنین در آثار نویسندگان جدید عرب از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد شده‌است.

 

سابقه جعل عنوان خلیج

درباره نام خلیج فارس تا اوایل دهه ی ۱۹۶۰ میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و امریکایی و دانشنامه‌ها و نقشه‌های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان‌ها به همین نام ذکر شده‌است. اصطلاح «خلیج ع-ر-ب-ی» برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشین‌های خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون در کتابی بنام حبابهای طلایی در خلیج ع-ر-ب-ی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشه‌های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند بنابر این ادب حکم می‌کند که این خلیج را ع-ر-ب-ی بنامیم» وی و فرد دیگری بنام سر چارلز بلگریو به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند. سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده‌است، بعد از مراجعت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عرب‌ها ترجیح می‌دهند خلیج فارس را خلیج ع-ر-ب-ی بنامند». این نماینده قطعا پیش از انتشار کتاب و مراجعت به انگلستان در تماس با مقامات امارات جنوبی خلیج فارس این فکر را در آنها القا کرده‌است و تصادفی نیست که بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح «الخلیج الع-ر-ب-ی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کند و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «آ-ر-ا-ب-ی-ا-ن گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف» می‌شود.

 

بحر فارس

بحر فارس نامی است که عرب‌ها در قرون اولیه اسلام بجای دریای پارس بکار می‌بردند و این مفهوم شامل خلیج فارس و دریای ع-ر-ب نیز می‌شد ولی در قرنهای اخیر تنها به پهنه آبی که شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود می‌شود و بجای بحر فارس خلیج فارس می‌گفتند تا اینکه از سال ۱۹۵۸ بدنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیه عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج ع-ر-ب-ی بنامند و اکنون این نام جدید در ۲۲ کشور عربی بکار می‌رود و در بعضی از رسانه‌های غربی نیز این نام جدید بکار گرفته می‌شود. که این امر اعتراض شدید ایرانیان را برانگیخته‌است. ایرانیان بر این باور هستند که نام جدید جعلی و با انگیزه سیاسی و از روی تعصب قومی بکار می‌رود و همچنان نام تاریخی خلیج فارس باید استفاده شود.

 

هدف انگلیس از نام‌گذاری ساختگی خلیج فارس

انگلیس‌ها نخستین عاملان کاشته شدن این تخم نفاق بودند زیرا از قدیم در صدد بودند که خلیج فارس را تبدیل به یک دریای ا-ن-گ-ل-ی-س-ی کنند. بعدها در دهه ی  ۱۹۸۰ میلادی امریکایی‌ها هم به پیروی از آن‌ها از تبدیل خلیج فارس به خلیج ا-م-ر-ی-ک-ا-ی-ی سخن گفتند. از نظر امریکایی‌ها و اروپایی‌ها این منطقه «شریان حیاتی غرب» در منطقه «استراتژیک غربی» و «حوزه منافع ویژه» است، لذا اگر قادر باشند خلیج فارس را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تسلط خود در می‌آورند.

 

واکنش‌های دولت ایران در برابر جعل نام

دولت ایران در روز ۱۳ مرداد سال ۱۳۳۷ به دلیل تغییر نام خلیج فارس به خلیج ع-ر-ب-ی از سوی عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی و انگلیس اعتراض خود را به دولت جدید عراق به رهبری قاسم که با یک کودتای نظامی بر سر کار آمده بود و تمایل به حرکت‌های آزادی خواهانه مصر به رهبری جمال عبدالناصر داشت، اعلام کرد.

همچنین دولت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول واکنش نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محموله‌هایی که به جای خلیج فارس نام خلیج ع-ر-ب-ی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد. ایران همچنین در مجامع و کنفرانس‌های بین‌المللی نیز در صورت به کار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان کشورهای عرب واکنش نشان می‌داد. در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود در اختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج می‌گذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیج ع-ر-ب-ی را به جای خلیج فارس رواج بدهند. در نیمه نخست بهمن ماه سال ۱۳۷۰ خورشیدی سر ویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراض‌های پیاپی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج ع-ر-ب-ی در اسناد این سازمان از کارکنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ایران را همیشه در نظر داشته باشند. کار به جایی رسید که در یازدهم شهریور سال ۱۳۷۱ هنگامی که حیدر ابوبکر العطاس نخست وزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار می‌شد، از نام ساختگی خلیج ع-ر-ب-ی استفاده کرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی رو به رو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی کرد. و این عمل را غیر عمد خواند.

اما واقعیت مطلب این است که خلیج فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ بر روی این خلیج گذاشته شده‌است و انگیزه تلاش حساب شده‌ای که برای تغییر این نام به عمل می‌آید جز ایجاد فتنه و اختلاف بین کشورهای این منطقه نیست. همچنان که ژان ژاک پرینی نویسنده کتاب خلیج فارس اعتراف می‌کند. «ملت‌ها و قوم‌های بسیاری بر کرانه‌های خلیج فارس استیلا یافته و فرمانروایی کرده‌اند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شده‌اند. تنها قوم پارس است که با هوش و درایت خود همچنان پا برجا زیسته و میراث حاکمیت خود را تاکنون نگهداری کرده‌است.» اما مشکل در میان عده معدودی از سیاسیون و دولتمردان و صاحبان سرمایه‌های نفتی است که با رشوه‌های نفتی، تخم نفاق فرهنگی می‌پراکنند. هیچ مؤسسه و سازمان معتبر غربی، حاضر نیست اصالت نام خلیج‌فارس را زیر سؤال ببرد، مگر این‌که پول خیلی سنگینی دریافت کرده باشد.

 

 

چو ایران نباشد تن من مباد.

The M.F



بر گرفته از


سربرگ :
برچسب ها : خلیج فارس، خلیج آریایی، ایران، عرب، عجم،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام
شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : The M.F

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که ایران را از شر اهریمن دور ساخت .

هواپیمای پیشرفته جاسوسی آمریکا چگونه به دست ایران افتاد + فیلم

فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران چگونگی کنترل هواپیمای پیشرفته جاسوسی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) بدست نیروهای مسلح ایران را تشریح کرد .

به گزارش مشرق ؛ سردار سرتیپ پاسدار امیر علی حاجی زاده فرمانده نیروی هوا و فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت و گویی با تشریح چگونگی کنترل هواپیمای پیشرفته جاسوسی امریکا توسط نیروهای مسلح ایران اعلام کرد که اخیرا با اطلاعات جمع آوری شده و مراقبت های دقیق الکتریکی مشخص شد این هواپیما قصد نفوذ و جاسوسی بر فراز کشورمان را دارد که پس از ورود این هواپیما به فضای شرق کشور ، این هواپیما در کمین گاه الکترونیکی نیروهای مسلح قرار گرفت و با حداقل خسارت در ایران به زمین نشانده شد .

وی در ادامه داد : طول دو بال این هواپیما حدود 26 متر ، طول بدنه چهار و نیم متر و ارتفاع آن یک متر و 84 سانتی متر است و دارای سیستم های پیشرفته جمع آوری اطلاعات در ابعاد الکترونیکی ، تصویری و مخابراتی و سامانه های راداری مختلف است .

فرمانده نیروی هوافضا سپاه افزود : این هواپیما از جهت نوع ساخت و پوشش ، رادار گریز طراحی شده و از حیث فناوری آخرین نمونه هواپیماهای پیشرفته ای است که آمریکا مورد استفاده قرار می دهد .

سردار حاجی زاده با بیان این که فناوری به کار رفته در این هواپیما قبلا در هواپیماهای B2 و F35 نیز استفاده شده است ، افزود : هدایت این هواپیما توسط ماهواره و همچنین ایستگاه های زمینی در افغانستان و آمریکا صورت می پذیرد .

فرمانده نیروی هوافضا سپاه افزود : کارشناسان و متخصصان نظامی نظامی به خوبی واقفند که این هواپیما چه اطلاعات تکنولوژیکی ذی قیمتی با خود دارد .

بر اساس خبر های دریافتی بخشی از تصاویر ویژه هواپیمایی پیشرفته و جاسوسی بودن سرنشین آمریکایی که پس از تجاوز به خاک ایران به دست نیروهای مسلح به زمین نشانده شده است .

لینک دانلود فیلم هواپیمای جاسوسی

چو ایران نباشد تن من مباد

The M.F

منبع : سایت جنبش مصاف (استاد رائفی پور )





سربرگ :
برچسب ها : هواپیمای جاسوسی، ایران، آمریکا، کنترل هوایی، امیر سرتیپ، Cia،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام
یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : The M.F

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدای ذوالقرنین


با سلام و درود خدمت دوستان عزیز و گرامی

به احتمال قوی واژه ی ذوالقرنین برای بیشتر شما دوستان واژه ای آشنا می باشد . در کتاب مقدس مسلمانان « قرآن کریم » آمده ولی اشاره ی مستقیمی به نام وی ندارد که این خود به وجود آورنده ی ابهاماتی شد .

متاسفانه برداشت های ظاهری و کودکانه و تک بعدی از قرآن نه تنها معجزه بودن این کتاب آسمانی را زیر سوال می برد ، بلکه همین نگاه ها باعث بیشتر شدن شبهات و تشکیک می شود.

ماجرا ی این شخصیت بزرگوار در آیات 83 تا 97 سوره ی کهف آمده است که بر مهاجرت شخص پاکدامن و نیکو و یگانه پرست برای گسترش عدل و صلح می باشد ؛ با اقوامی در گیر و از ایشان پیروزی حاصل می آید به غرب و شرق زمین می رود و برای صلح می کوشد . سدی بین قومی فاسد و انسان ها ی عادی که فقط زبان ذوالقرنین را می فهمند و این صد تا روز قیامت پایدار خواهد بود .

وسیله ی سفری دارد . با آن به سرعت جابه جا می شود .

عالمان و بزرگان حدیث های بسیاری در باره ی کیستی او مطرح می کنند و به هر روش ممکن از او دفاع می کنند حتی با تحریف شخصیتی و تاریخی .

در این مطلب از یک فایل سخرانی مربوط به استار رائفی پور ، دشمن شناس و محقق در زمینه ی صهیون ، فراماسنری ، جوامع مخفی و مسائلی از این قبیل می باشند.

در این سخنرانی که به فرموده ی استاد منبع اصلی کتابی با نام حقیقت ذوالقرنین است ، استفاده گردیده و ایشان برای تمامی مباحث از منابع معتبر استفاده می کنند . (دوستان گرامی ، هرجای بحث غیر منطقی بود ، می توانند اعلام کنند.)

لینک دریافت فایل زیپ از سایت مصاف با حجمی برابر 29.3 مگابایت در باره ی حقیقت ذوالقرنین

دوستان گرامی ، این متن ، گزارشی چکیده از این سخنرانی می باشد که بنده در پایان نظرات شخصی خود را به آن اضافه نموده ام. امید وارم با گوش دادن به سخنرانی و خواندن متن بنده ی حقیر تا حدودی به اصل این ماجرا پی ببرید.

دوباره تاکید می کنم ، این بخش (متنی ) بخشی از سخنرانی است (فقط اسکندر مقدونی و کوروش کبیر) به اضافه ی نتیجه گیری های شخصی من ، لطفا سخنرانی رو با دقت گوش کنید.

شروع مباحث

1- اسکندر مقدونی : دکتر رائفی پور پس از صحبت درباره ی ویژگی های ذوالقرنین قرآن و اسکندر مقدونی و تناقضاتی که در وی دیده می شود نظریه ی یکسان بودن ذوالقرنین و اسکندر مقدونی را رد کردند . که یکی از ویژگی ها یگانه پرست بودن و دیگری مهربان بودن بود که کاملا این موضوع را رد می کند .

تاریخچه ی نسبت ذوالقرنین به اسکندر مقدونی به زمان تازیان ( عرب ها ) باز می گردد که با الهام گرفتن از Alexander Romans (داستان های اسکندر ) شروع شد و برای توجیح رفتار و کردار ناپسند او بسیاری از بدی های وی را نگفته و تحریف می کردند .

« پس اسکندر قطعا ذوالقرنین نبود .»

در این میان نام چند تن از پادشاهان یمن و یا چین که احتمال ذوالقرنین بودن آن ها بود به طور کلی رد و تکذیب شد .

و در پایان شخصیت های تاریخ به نام کوروش دوم (کوروش کبیر ) رسیدیم .

2- کوروش دوم (کوروش بزرگ) : همان طور که گفته شد استاد رائفی پور در پایان شخصیت های احتمالی تاریخ که منصوب به ذوالقرنین می باشد به نام کوروش کبیر رسیدند .

مقایسه ای با احوال ذوالقرنین و کوروش کبیر انجام شد هر چند در پایان مخالفان کوروش بزرگ برای رد کردن وی از ذوالقرنین بودن ادعاهایی مطرح کرده اند اما استاد از جانب کسانی که معتقد به ذوالقرنین بودن کوروش کبیر می باشند پاسخ قانع کننده داد .

سفر های ذوالقرنین قرآن ابتدا به غرب و سپس به شرق زمین با لشکر کشی های کوروش کبیر تطابق عجیبی دارد . ابتدا به لیدی ( در غرب ) و سپس به نواحی شرقی و سپس رفتن به شمال و ساخت سدی قوی از آهن و مس مذاب که آثار سد و نام رودی که در آن حوالی وجود دارد (سایروس ریور ) باقی مانده است .

همان طور که می دانید تاج کوروش کبیر به صورت نمادین از دو شاخ بهره می برد . حضرت دانیال نبی (ع) او را در خواب دیده و جبرئیل امین از او به عنوان پادشاه پارسی یاد کرده ؛ در کتاب های مقدس یهودیان وی منجی آنان از طرف خدا معرفی شده و با خدا سخن گفته و خداوند سخنان ایشان را در کتاب مقدس آورده اند . درباره ی رئوف و انسان کامل بودن وی مورخین «یونانی» مانند هردوت شهادت داده اند و او را دادگر معرفی کرده اند .

و اما مخالفان وی چه می گویند ؟

1- او (کوروش کبیر ) موحد و یگانه پرست نبود .

در جواب به این سوال که شاید برای شما هم جالب باشد تا این حد کافیست که شاهان و بزرگان ایرانی (حتی در زمان پیشدادیان ) به لطف خدا دارای فر ایزدی بوده و همواره به خاطر این لطف خدا همیشه شکر گزار اویند و ایرانیان همواره یگانه پرست بوده و هستند و خواهند بود . و استاد گرامی در جواب این مخالفان فرمودند : که وی فقط آزادی عمل به آن ها داده و آنان را در انتخاب خدا آزاد گذاشته اند که احتمال تحریف در این مورد وجود دارد ؛ چرا که آنان به پیامبران قوم خود رحم نمی کردند چه رسد به پادشاهی که از آنان نباشد . گر چه این داستان بسیار به داستان حضرت یوسف شبیه است ؛ زیرا که ایشان در ابتدا با بت ها به ظاهر کاری نداشته و مردم به خودی خود جلب ایشان می شدند ، در پایان مبارزه ی حضرت با بت ها به مرحله ی نظامی رسید .

2- سد ذوالقرنین قرار بود تا قیامت پا بر جا باشد در حالی که امروزه فقط آثاری از آن باقی مانده : استاد بزرگ به اضافه ی این که می فرمایند که ملاک قرآن از پاینده بودن سد ، منظور خود سد نیست اما در کل پاسخ به این سوال را به بعد موکول کردند که پاسخی بسیار جالب می باشد.

3- و معدود اشکالات مخالفان و پاسخ های استاد بزرگ در سخنرانی ایراد شد .

در پایان همه ی این ها به این نکته تقریبی رسیدیم که احتمالا ذوالقرنین بودن کوروش کبیر بسیار قوی و قریب به وقوع می باشد . به طوری که استاد بزرگ به آنانی که علاقه ای به ادامه ی بحث نداشته اند فرمودند که ذوالقرنین همان کوروش کبیر ، پادشاه ایران می باشد . مورد ذوالقرنین بودن ایشان و یا بهتر بگویم نزدیکی صفت ذوالقرنین به ایشان (کوروش کبیر) شکی نیست .

اما کسانی که طالب دانستن بیشری هستند .

1- ذوالقرنین که در قرآن به آن اشاره شده است اختیارات و قدرت های بسیار و خدادادی دارد که حتی در پیامبران بزرگی چون سلیمان (ع) ، داوود (ع) و یا سایر پیامبران بزرگ این قدرت ها یا وجود ندارد یا بسیار محدود است .

2- «قرن» در زبان عربی چند معنا دارد که از مهم ترن آن ها می توان به شاخ و یا امت اشاره کرد . در سایر سوره های قرآن هر گاه واژه ی قرن استفاده شده است به معنای «امت» استفاده شده است .

3- قرآن با استفاده از حرف «سـ» اشاره ای به آینده می کند . در حالی که ذوالقرنین در پیش از اسلام بوده .

4- طبق روایات در آخر الزمان اقوام یجوج و مجوج دوباره و به دستور شیطان دوباره علیه بشریت اقدام خواهند کرد .

5- ذوالقرنین فرد الهی می باشد شکی نیست .

این ذوالقرنین که می تواند باشد ؟

حضرت مهدی (عج) ذوالقرنین و منجی موعود می باشد .

استاد بزرگ برای اثبات این ادعا سری به احادیث و روایات زد و موارد زیر حاصل شد .

سوره ی کهف آیات ذکر شده در باره ی ذوالقرنین تنها آیاتی هستند که ابتدا از غروب و سپس از طلوع آفتاب سخن به میان آورده است . و ما در احادیث بسیار داریم که حضرت مهدی (عج) «خورشید » پشت ابر در زمان غیبت می باشد .

بند نخست : همان طور که می دانید مقام امامت بالاتر از مقام پیامبری می باشد و حضرت مهدی (عج) نیز امام دوازدهم ما شیعیان می باشد و به تبع آن اختیارات بیشتری در توان دارند .

بند دوم : همان طور که گفته شد قرن به معنای امت نیز استفاده شده است و حضرت مهدی (عج) نیز دو امت پیش از ظهور و بعد از آن را به طور کامل درک می کنند .

بند سوم : در قرآنی که ما مسلمانان به ایجاز آن ایمان داریم از حرف «سـ» (آینده ساز ) استفاده شده که خبر از آینده می دهد.

همان طور که گفته شد قوم یجوج و مجوج تحت امر شیطان علیه بشریت اقدام می کنند که فقط به دست مبارک حضرت قائم (عج) می باشد که می توان آنان را از مردم ستم دیده جدا کرد (به وسیله ی سد )

بند پنجم : در بند چهارم صحبت از سدی محکم که تا قیامت پایدار خواهد ماند ، می باشد . این سد از تکه های آهن که با مس مذاب کنار هم مانده اند ساخته شده است . همان طور که می دانید آهن را خدا به تسخیر حضرت داوود و مس را به تسخیر حضرت سلیمان در آورد . آهن نماد قدرت و برتری و مس نماد هدایت می باشد . ما در اسلام از هر دوی این موارد استفاده می کنیم . «آهن و مس را به عنوان ثقلین می دانیم» که هردوی آن ها در کنار هم می تواند بشر را از گمراهی نجات داده و هیچ شیطان و نیروهای اهریمنی توانایی نفوذ در آن را ندارد . طبق روایات (ثقلین در حوض کوثر (در قیامت) به پیامبر اکرم ملحق خواهند شد .) یعنی پابر جایی این سد محکم الهی تا روز قیامت .

بند ششم : و در این که حضرت مهدی (عج) فردی پاک و الهی و خاندان او نیز همچنین خاندانی الهی بوده اند هیچ اختلافی بین هیچ دین الهی و غیر الهی وجود ندارد . و شکی در آن نیست .

پس قطعا ذوالقرنین آینده حضرت قائم خاندان محمد رسول الله (ص) می باشد .صلوات

اما چند سوال : ( این قسمت نظرات شخصی می باشد.)

1- پس کوروش کبیر چه می شود ؟ ما که به مخالفان پاسخ دادیم .

2- در برخی احادیث که از امام علی ذکر شده ذوالقرنین نشانه های پیامبر الهی را دارند. و در حدیثی از امام باقر (ع) نیز ذوالقرنین انسانی صالح مطرح شده است . در حالی که بعد از پیامبر خاتم پیامبر دیگری نخواهد آمد . پس یا سخن امام علی (ع) درست نمی باشد .(غیر ممکن ) و یا سخن حضرت باقر (ع) (غیر ممکن ) . در صورتی که حدیث امام علی درست باشد ، ذوالقرنین بودن حضرت مهدی (عج) نیز سوال می رود .

3- در برخی احادیث و روایات امام صادق (ع) از بادی اسم برده شده است که ذوالقرنین باد آرام و بدون رعد را بر گزید چرا که خدا باد تند را برای قائم ما ذخیره کرده است .

توجه داشته باشید که این پاسخ ها کاملا شخصی می باشد و اینجانب منتظر پند ها و نظرات شما هستم .

برای پاسخ به پرسش نخست من مثالی تاریخی که از زبان این استاد بیان شده را یاد آوری می کنم . و آن هم این است که همان که می دانید عدل حضرت مهدی (عج) در زمان حضرت داوود نبی (ع) به صورت کمی محدود تر برگذار  شده است پس احتمال این که کوروش کبیر ذوالقرنین و حتی با امکانات محدودتری نسبت به ذوالقرنین آخر الزمان باشد کاملا طبیعی می باشد . و این خود ممکن است گواهی برای اثبات ذوالقرنین بودن و یا حتا پیامبر بودن کوروش کبیر باشد .

پاسخ سوال دوم : با احتمال فوق العاده قوی که برای پاسخ بند نخست بیان شد تقریبا می توان نتیجه گرفت که ذوالقرنین لقب دو یا چند شخصیت در تاریخ می باشد یکی محدود تر توسط کوروش کبیر و ... و دیگری با اختیارات تام توسط حضرت مهدی (عج) . پس می توان حدیث حضرت علی (ع) را به کوروش کبیر نسبت داد و حدیث امام باقر(ع) را به حضرت مهدی (عج) که کاملا باهم تطابق دارد . در این صورت ابهام پیامبر بودن کوروش کبیر نیز رفع می شد .

پاسخ سوال سوم : این سوال خود بیانگر این است که ذوالقرنین قبل از حضرت مهدی (عج) می باشد و ما نیز ذوالقرنین بودن حضرت مهدی (عج) را اثبات کردیم . پس با جمع بندی این پاسخ و سوال می توان نتیجه گرفت که ذوالقرنین لقب دو شخصیت در تاریخ «گذشته (محدود تر ، با باد آرام) و آینده (با اختیارات تام ) »  می باشند . و با توجه به مثال مطرح شده در پاسخ پرسش نخست و مثال های بسیار از پیامبران گوناگون این امر کاملا طبیعی و عادی جلوه می کند . پس برای جمع بندی کلی می توان ادعا کرد که ذوالقرنین تاریخی پیامبر الهی بوده و اختیارات محدودی نسبت به امام خواهد داشت که بیشتر با شخصیت کوروش کبیر تطابق دارد و ذوالقرنین آینده که خدا از احوال وی آگاهی کامل دارد وقتی دارای قدرتی الهی و باد تند و اختیار کامل کنترل انسان می باشد حضرت بقیه الله (عج) مهدی موعود می باشد .

برای سلامتی و تعجیل در ظهور ذوالقرنین آینده صلواتی بفرستید .

چو ایران نباشد تن من مباد .

The M.F





سربرگ :
برچسب ها : ذوالقرنین، کوروش کبیر، رائفی، استاد، استاد رائفی، آینده، گذشته، ایران، باد، خدا، منجی، موعود، ذوالقرنین آینده، ذوالقرنین گذشته، یحود، دانیال نبی، عهد، غرب، شرق، ذوالقرنین + رائفی پور، رائفی پور + ذوالقرنین،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام
چهارشنبه 10 فروردین 1390 :: نویسنده : The M.F


از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبولی ویژه از خود دارند - ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبولی بسیار شگفت انگیز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان " فره وشی" یا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی ی ا فروهر به پیش از زایش زرتشت بزرگوار این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد . سنگ نگاره های شاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم :

1 - قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب و پسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند.

2 - دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش "دادار هستی اورمزد" خدای واحد ایرانیان دارد که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود .

3 - چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند و آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیر ا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند .

4 - بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اورمزد دادار هستی خدای واحد ایرانیان است . به خشنودی اورمزد

5 - سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است . این سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانیان است .

6 - در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .

7 - دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد . یکی سوی راست و دیگری سوی چپ . نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .

8 - انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران که قدمتی بیش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک دارد . پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است . که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است . این تنها گوشه ای از آثار نیاکان گرامی ماست که امروز وظیفه ماست از آن پاسداری کنیم . به امید روزی که ایرانی به هویت ملی خویش بازگردد . اینجا تنها این آرزوی داریوش بزرگ که در سنگ نبشته های خود به جای گذاشته است به حقیقت می پیوندد :

خداوند این کشور ( ایران ) را از گزند دشمن - دروغ و خشکسالی به دور نگهدارد .

ایدون باد .






سربرگ :
برچسب ها : نماد میهنی، زرتشت، زرتشت نبی، هخامنشیان، ماد، فروهر، ایران،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
ایران مصاف
جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر .«امام خمینی (ره)»
درباره تارنما

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود فراوان.
این تارنما صرفا برای یاد آوری گذشته ی گهر بار ایران اسلامی می باشد . تاریخ و تمدنی که باعث افتخار ایرانیان شده است . ایرانیانی که در عصر جاهلیت دنیا یگانه پرست بودند . این دلیلی بر نژاد پرستی و تعصبات نژادی نیست بلکه به عنوان هم میهن تاریخ کشورمان را تحسین می کنیم.
در این تارنما هیچ گونه هدف سیاسی یا تبلیغی نداشته و نخواهیم داشت . هم چنین به این اعتقاد راسخیم که برای نشان دادن سربلندی ایران عزیز هیچ نیازی به زیر پا گذاشتن ادب و همچنین توهین به اقلیت ها ی قومی در سرتاسر دنیا به ویژه در ایران اسلامی نمی باشد . پس از دوستان گرامی درخواست می کنم اگر مواردی غیر از موارد ذکر شده را در این تارنما مشاهده نمودند ، به این جانب اطلاع دهند .

چو ایران نباشد تن من مباد .
The M.F

مدیر وبلاگ : The M.F
پند های کوروش کبیر

لوگوی های حمایتی
نگارندگان

تماس با ما

نظرسنجی
این وبلاگ چند درصد از دانسته های شما را نسبت به گذشته تغییر داده است ؟








آمار تارنما
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان : هم اکنون یک نفر
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
من در کلوب دات کام
پاره ای از امکانات


با ما در تماس باشید

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic