جمعه 3 خرداد 1392 :: نویسنده : The M.F
 سم الله الرّحمن الرّحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


حدیث مفاخره امام علی علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


رُوِیَ‏ أنّـَهُ‏ جَـاءَ فِـی‏ الخَبَـرِ أنَّ‏ الإِمَامَ عَـلِیَّ بنَ أبِی طَالِبٍ علیه السلام كَانَ ذَاتَ یَـومٍ هُــوَ وَ زَوجَتُـهُ فَاطِمَهًُْ علیها السلام یَـأكُلَانِ

در خبر آمده است كه امام علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام ، روزی همراه با همسرش حضرت فاطمه علیها السلام در صحرا


تَمراً فِی الصَّحرَاءِ إِذ تَدَاعَیَا بَینَهُمَا بِالكَلَامِ.

خرما می‌خوردند كه بین آنان كلامی ردّ و بدل شد.



فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «یَا فَاطِمَهًُْ، إِنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله و سلّم یُحِبُّنِی أكثَرَ مِنكِ.»

امام علی علیه السلام فرمود: «ای فاطمه، پیامبر مرا بیش‌تر از تو دوست می‌دارد».



فَـقَالَت: «وَا عَـجَبَاهُ مِـنكَ! یُحِبُّكَ أكثَـرَ مِنِّـی وَ أنَـا ثَمَرَهًُْ فُـؤَادِهِ وَ عُضـوٌ مِـن أعضَائِهِ وَ غُصـنٌ مِـن

حضرت زهرا علیها السلام فرمود: «شگفتا از تو! تو را از من بیش‌تر دوست می‌دارد، در حالی‌كه من میوه دل و عضوی از اعـضایش و شاخه‌ای از


أغصَانِهِ وَ لَیسَ لَهُ وَلَدٌ غَیرِی؟!»
شاخه‌هایش هستم و غیر از من فرزندی ندارد؟!»

فَقَالَ لَهَا عَلِیٌّ علیه السلام: «یَا فَاطِمَهًُْ، إِن لَم تُصَدِّقِینِی فَامضِی بِنَا إِلَى أبِیكِ مُحَمَّدٍ.»

علی علیه السلام به او فرمود: «ای فاطمه، اگر مرا تصدیق نمی‌كنی، بیا نزد پدرت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلّم برویم.»


فَمَضَیا إِلَى حَضرَتِهِ صلی الله علیه و آله و سلّم ، فَتَقَدَّمَت وَ قَالَت:«یَا رَسُولَ‌اللَّهِ، أیُّنَا أحَبُّ إِلَیكَ أنَا أم عَلِیٌّ.»

آن‌گاه هر دو نزد حضرتش شتافتند. فاطمه علیها السلام پیش رفت و گفت: «ای رسول خدا، كدام‌یك از ما نزد تو محبوب‌تریم، من یا علی؟»


قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلّم: «أنتِ أحَبُّ إِلَیَّ وَ عَلِیٌّ أعَزُّ عَلَیَّ مِنكِ.»

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «تو برای من دوست‌داشتنی‌تر هستی و علی از تو نزد من عزیزتر است.»


فَعِندَهَا قَالَ سَیِّدُنَا وَ مَولَانَا الإِمَامُ عَلِیُّ بنُ أبِی طَالِبٍ علیه السلام:

در آن حال سرور و مولای ما امام علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام فرمود:


«ألَم أقُل لَكِ؟! أنَا وَلَدُ فَاطِمَهًَْ ذَاتِ التُّقَىَْ!»

«آیا به تو نگفتم؟ من پسر فاطمه [بنت اسد] صاحب تقوا و پرهیزگاری هستم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ خَدِیجَهًُْ الكُبرَىَْ!»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر خدیجه كبرا هستم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا ابنُ الصَّفَا.»

علی علیه السلام فرمود: «و من پسر آنم که صفا را بنا نهاد.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ سِدرَهًِْ المُنتَهَىَْ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر آنم که او را در شب معراج به سدرهًْ المنتهی بردند.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا فَخرُ الوَرَىَْ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من افتخار پرچم اسلامم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ دَنا فَتَدَلَّىَْ‏ وَ كَانَ مِن رَبِّهِ‏ قَابَ قَوسَینِ أو أدَنىَْ‏.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر آنم که در شب معراج به قرب حق نزدیك شد و كلام الهی را دریافت كرد و نسبت قرب او به پروردگارش به فاصله دو تیر کمان بلكه کم‌تر از آن رسید.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا وَلَدُ المُحصَنَاتِ.»

علی علیه السلام فرمود: «من فرزند زنان پاکم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا بِنتُ الصَّالِحَاتِ وَ المُؤمِنَاتِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من نیز دختر زنان صالح و با ایمانم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا خَادِمِی جَبرَائِیلُ.»

علی علیه السلام فرمود: «من آنم که جبرئیل خدمتکار من است.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا خَاطَبَنِی فِی السَّمَاءِ رَاحِیلُ وَ خَدَمَتنِی المَلَائِكَهًُْ جِیلاٌ بَعدَ جِیلٍ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من آنم که فرشته راحیل در آسمان با من سخن گفت و فرشتگان گروه گروه مرا خدمت كرده‌اند.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا وُلِدتُ فِی المَحَلِّ البَعِیدِ المُرتَقَىَْ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من آنم كه در جایی بلندمرتبه(خانه کعبه) متولد شدم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا زُوِّجتُ فِی الرَّفِیعِ الأعلَى وَ كَانَ مَلَاكِی فِی السَّمَاءِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من آنم که عقدم در مقام رفیع اعلیَْ بسته شد و اقتدارم در آسمان‌ها جلوه‌گر شد.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا حَامِلُ اللِّوَاءِ.»

علی علیه السلام فرمود: «من آنم که پرچم پرافتخار اسلام همیشه به دست من بوده است.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ مَن عُرِجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر آنم که به آسمان‌ها عروج کرده است.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا ابنُ صَالِحِ المُؤمِنِینَ.»

علی علیه السلام فرمود: «من فرزند صالح‌ترین مؤمنانم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر آخرین پیغمبرانم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الضَّارِبُ عَلَى التَّنزِیلِ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من شمشیر زننده بر اساس تنزیل قرآنم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا صَاحِبَهًُْ التَّأوِیلِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من صاحب و حافظ تأویل قرآنم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا شَجَرَهًٌْ تَخرُجُ مِن طُورِ سِینِینَ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من درخت طور سینایم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الشَّجَرَهًُْ الَّتِی تُخرِجُ أُكُلَهَا أعنِی الحَسَنَ وَ الحُسَینَ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من آن درختی هستم که میوه‏ هایش، امام حسن و امام حسین، به ثمر می‌رسند.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا المَثَانِیُ وَ القُرآنُ الحَكِیمُ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من مثانی و قرآن حكیمم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ النَّبِیِّ الكَرِیمِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من هم دختر پیامبر كریمم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا النَّبَأ ُالعَظِیمُ»

علی علیه السلام فرمود: «و من خبر بزرگ قرآنم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ الصَّادِقِ الأمِینِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر راستگوترین و امین‏ترین آفریدگانم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الحَبلُ المَتِینُ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من ریسمان محکم الهی‌ام.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ خَیرِ الخَلقِ أجمَعِینَ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر بهترین خلق خدایم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا لَیثُ الحُرُوبِ»

علی علیه السلام فرمود: «من شیر میدان‌های جنگم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا مَن‏ یَغفِرُ اللَّهُ‏ بِهِ‏ الذُّنُوبَ‏.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر آنم که خداوند به وسیله او گناهان را می‏آمرزد.»


قَالَ‏ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا المُتَصَدِّقُ بِالخَاتَمِ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من آنم که انگشتر در نماز صدقه داد.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ سَیِّدِ العَالَمِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر بهترین آقای جهانم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا سَیِّدُ بَنِی هَاشِمٍ.»

علی علیه السلام فرمود: «من سرور فرزندان هاشمم.»


قَالَت علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ مُحَمَّدٍ المُصطَفَىَْ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر محمد مصطفی برگزیده خدایم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا الإِمَامُ المُرتَضَىَْ.»

علی علیه السلام فرمود: «من امام مرتضایم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ سَیِّدِ المُرسَلِینَ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر سرور پیامبرانم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا سَیِّدُ الوَصِیِّینَ.»

علی علیه السلام فرمود: «من سرور اوصیایم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ النَّبِیِّ العَرَبِیِّ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر پیغمبر عربی‌ام.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الشُّجَاعُ المَكِّیُّ.»

علی علیه السلام فرمود: «من قهرمان نامدار مکّه‏ ام.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ أحمَدَ النَّبِیِّ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر پسندیده ‏ترین پیغمبرانم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا البَطَلُ الأورَعُ.»

علی علیه السلام فرمود: «من قهرمان با تقوایم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا الشَّفِیعُ المُشَفَّعُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر شفاعت‌کننده روز جزایم که شفاعتش پذیرفته می‏شود.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا قَسِیمُ الجَنَّهًِْ وَ النَّارِ.»

علی علیه السلام فرمود: «من تقسیم‌کننده بهشت و دوزخم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ مُحَمَّدٍ المُختَارِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر محمد برگزیده شده‌ام.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا قَاتِلُ الجَانِّ.»

علی علیه السلام فرمود: «من کشنده كافران اجنّه ‏ام.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ رَسُولِ المَلِكِ الدَّیَّانِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر رسول خداوند پاداش دهنده‏ ام.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا خِیَرَهًُْ الرَّحمَنِ.»

علی علیه السلام فرمود: «من بهترین آفریدگان خداوند رحمانم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا خِیَرَهًُْ النِّسوَانِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من بهترین زنان جهانم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا مُكَلِّمُ أصحَابِ الرَّقِیمِ.»

علی علیه السلام فرمود: «من سخن گوینده با اصحاب رقیمم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ مَن اُرسِلَ رَحمَهًٌْ لِلمُؤمِنِینَ وَ بِهِم رَءُوفٌ رَحِیمٌ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر پیغمبر رحمت برای مؤمنانم كه نسبت به آنان رئوف و رحیم است.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الَّذِی جَعَلَ‌ اللَّهُ نَفسِی نَفسَ مُحَمَّدٍ حَیثُ یَقُولُ فِی كِتَابِهِ العَزِیزِ: "وَ أنفُسَنا وَ أنفُسَكُم"‏.»

علی علیه السلام فرمود: «من آنم که خداوند جان مرا جان محمد صلی الله علیه و آله و سلّم دانسته آن‌جا كه فرموده است: "جان ما و جان شما".»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الَّذِی قَالَ فِیَّ:‏ "أبناءَنا وَ أبناءَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم"‏.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من آنم که خداوند در قرآن عزیز درباره‌ام فرمود: "فرزندان ما و فرزندان شما، و زنان ما و زنان شما".»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا عَلَّمتُ شِیعَتِی القُرآنَ.»

علی علیه السلام فرمود: «من آنم كه به شیعیانم قرآن را آموختم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا یُعتِقُ اللَّهُ مَن أحَبَّنِی مِنَ النِّیرَانِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من آنم كه هر كه مرا دوست بدارد خداوند او را از آتش آزاد گرداند.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام : «أنَا شِیعَتِی مِن عِلمِی یَسطُرُونَ.»

علی علیه السلام فرمود: «من آنم که شیعیانم دانشم را بهره می‏برند و می‌نگارند.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا مِن بَحرِ عِلمِی یَغتَرِفُونَ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من آن دریای دانشم كه شیعیان از آن پیمانه برمی‌دارند.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا الَّذِی اشتَقَّ اللَّهُ تَعَالَىَْ اِسمِی مِن اسمِهِ فَهُوَ العَالِیُّ وَ أنَا عَلِیٌّ.»

علی علیه السلام فرمود: «من آنم که نامم را خدا از نام خود برگرفته است؛ پس او عالی است و من علی‌ام.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا كَذَلِكَ فَهُوَ الفَاطِرُ وَ أنَا فَاطِمَهًَْ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من نیز نامم از نام خدا گرفته شده است؛ پس او فاطر است و من فاطمه‏ ام.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا حَیَاهًُْ العَارِفِینَ.»

علی علیه السلام فرمود: «من حیات معنوی عارفانم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا مَسلَكُ نَجَاهًِْ الرَّاغِبِینَ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من تنها راه نجات مشتاقانم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الحَوَامِیمُ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من حامیم‏ های قرآنم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ الطَّوَاسِینِ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من نیز دختر طاسین‌های قرآنم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا كَنزُ الغِنَىَْ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من گنج بی‏نیازی‌ام.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الكَلِمَهًُْ الحُسنَىَْ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من كلمه نیكوی الهی‌ام.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا بِی أتَابَ اللَّهُ عَلَىَْ آدَمَ فِی خَطِیئَتِهِ.»

علی علیه السلام فرمود: «من آنم که خدا به وسیله من آدم را توبه داد.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا بِی قَبِلَ اللَّهُ تَوبَتَهُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من نیز همانم که خدا به سبب من توبه آدم را پذیرفت.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا كَسَفِینَهًِْ نُوحٍ مَن رَكِبَهَا نَجَا.»

علی علیه السلام فرمود: «من مانند کشتی نوحم که هرکس خود را به آن رساند، نجات یافت.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا أُشَارِكُكَ فِی الدَّعوَىَْ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من هم شریک در این ادعایت هستم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا طُوفَانُهُ.»

علی علیه السلام فرمود: «من طوفان نوحم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا سَورَتُهُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من تكیه‌گاه نجات اویم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا النَّسِیمُ المُرسَلُ لِحِفظِهِ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من آن نسیم فرستاده شده برای حفاظتش هستم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا مِنِّی أنهَارُ المَاءِ وَ اللَّبَنِ وَ الخَمرِ وَ العَسَلِ فِی الجِنَانِ.»

فاطمهر گفت: «و من جاری‌كننده نهرهای گوارای آب و شیر و شراب و عسل مصفای بهشتی‌ام.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الطُّورُ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من طور هستم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الكِتَابُ المَسطُورُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من كتاب نگاشته‌شده هستم.»


قَالَ عَلِیٌّ‏ علیه السلام: «وَ أنَا الرِّقُّ‏ المَنشُورُ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من صفحه گسترده شده (برای نگارش آن كتاب) هستم.»


قَالَت‏ فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا البَیتُ المَعمُورُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من آن بیت معمور(خانه همواره آباد)م.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا السَّقفُ المَرفُوعُ.»

علی علیه السلام فرمود: «و من آن سقف بلند برافراشته‌ام.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا البَحرُ المَسجُورُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من آن دریای سرشارم برافروخته‌ام.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا عِلمِی عِلمُ النَّبِیِّینَ.»

علی علیه السلام فرمود: «من دانشم دانش پیامبران الهی است.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ سَیِّدِ المُرسَلِینَ مِنَ الأوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر آقای پیامبران اولین و آخرینم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا البِئرُ وَ القَصرُ المَشِیدُ.»

علی علیه السلام فرمود: «من چاه عمیق قرآن و کاخ برافراشته آنم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا مِنِّی شَبَّرُ وَ شَبِیرٌ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من آنم که مادر حسن و حسینم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا بَعدَ الرَّسُولِ خَیرُ البَرِیَّهًِْ.»

علی علیه السلام فرمود: «من آنم که بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم بهترین خلق خدایم.»


قَالَت علیها السلام: «أنَا البَرَّهًُْ الزَّكِیَّهًُْ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من پاک‌ترین زن نیکوکردارم.»


فَعِندَهَا قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلّم: «لَا تُكَلِّمِی عَلِیّاً فَإِنَّهُ ذُوالبُرهَانِ.»

در این‌جا بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم به دخترش فاطمه علیها السلام فرمود: «در مقابل علی سکوت کن که او صاحب برهان است.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ مَن اُنزِلَ عَلَیهِ القُرآنُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «منم دختر دریافت‌كننده و صاحب قرآنم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام : «أنَا البَطِینُ الأصلَعُ.»

علی علیه السلام فرمود: «من آن امانت‌دار پیشانی بزرگم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا الكَوكَبُ الَّذِی یَلمَعُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من آن ستاره درخشان آیینم.»


قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلّم: «فَهُوَ الشَّفَاعَهًُْ یَومَ القِیَامَهًِْ.»

در این زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم به دخترش فاطمه فرمود: «علی صاحب شفاعت بزرگ در روز قیامت است.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا خَاتُونُ یَومِ القِیَامَهًِْ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و من هم خاتون بزرگ صحرای محشرم.»


فَعِندَ ذَلِكَ قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام لِرَسُولِ‌اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلّم: «لَا تُحَامِ لِابنِ عَمِّكَ وَ دَعنِی وَ إِیَّاهُ.»

«ای رسول خدا، پسر عمویت را حمایت مكن و من و او را به هم واگذار!»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «یَا فَاطِمَهًُْ، أنَا مِن مُحَمَّدٍ عُصَبَتُهُ وَ نُخبَتُهُ.»

علی علیه السلام فرمود: «ای فاطمه، من نسبت به محمد صلی الله علیه و آله و سلّم چونان رگ و پی اویم.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا لَحمُهُ وَ دَمُهُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من هم گوشت و خون اویم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا الصُّحُفُ.»

علی علیه السلام فرمود: «من همان كتاب‌های آسمانی‌ام.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الشَّرَفُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «من شرافت آفرینشم.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا وَلِیُّ زُلفَىَْ.»

علی علیه السلام فرمود: «و منم سرپرست رستگاری‌ها.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الخَمصَاءُ الحَسنَاءُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و منم آن زنِ نیك‌سرشتی كه در اثر روزه بسیار لاغر گشته است.»


قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا نُورُ الوَرَىَْ.»

علی علیه السلام فرمود: «و منم نور عالم خلقت.»


قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا فَاطِمَهًُْ الزَّهرَاءُ.»

فاطمه علیها السلام گفت: «و منم فاطمه ‏زهرا.»


فَعِندَهَا قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلّم لِفَاطِمَهًَْ علیها السلام:

در این موقع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم به دخترش فاطمه زهرا علیها السلام فرمود:


«یَا فَاطِمَهًُْ، قُـومِی وَ قَبِّلِی رَأسَ ابنِ عَمِّكِ، فَـهَذَا جَـبرائِیلُ وَ مِیكَائِیلُ وَ إِسـرَافِیلُ وَ عَـزرَائِیلُ مَعَ أربَعَـهًِْ آلَافٍ مِـنَ

«ای فاطمه، برخیز و سر پسر عمویت را ببوس که جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل با چهار هزار فرشته

المَلَائِكَهًُْ یُحَامُونَ مَعَ عَلِیٍّ وَ هَذَا أخِی رَاحِیلُ وَ دَردَائِیلُ مَعَ أربَعَهًِْ آلَافٍ مِنَ المَلَائِكَـهًِْ یَنظُرُونَ بِأعیُنِهِم.»

برای حمایت علی علیه السلام آمده‏ اند و این برادرم راحیل به همراه دردائیل است كه با چهار هزار فرشته آمده‏ اند و نگاه می‏کنند.»


فَقَامَت فَاطِمَهًُْ الزَّهرَاءُ فَقَبَّلَت رَأسَ الإِمَامِ عَلِیِّ بنِ أبِی طَالِبٍ علیه السلام بَینَ یَدَیِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلّم وَ قَالَت:

در این موقع فاطمه ‏زهرا علیها السلام برخاست و پس سر پسرعموش علی‏ بن ابی‌طالب علیه السلام در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم بوسید و فرمود:


«یَا أبَا الحَسَنِ، بِحَقِّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلّم مَعذِرَهًًْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَیكَ وَ إِلَـى ابـنِ عَمِّكَ».

«ای ابوالحسن، به حق رسول خدا از خدا و از شما و از پسرعمویت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم معذرت می‌خواهم.»


فَوَهَبَهَا الإِمَامُ علیه السلام وَ قَبَّلَت یَدَ أبِیهَا.

و امام علی علیه السلام نیز حضرت فاطمه علیها السلام را مورد بخشش و تفقّد قرار داد و دستان پدر او را بوسید.


منبع: یاس

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

پینوشت:

1. این فرازهای حدیث مفاخره اشاره دارد به سوگندهای آغازین پروردگار در سوره طور كه می‌فرماید:•وَ الطُّورِ * وَ كِتابٍ

مَسطُورٍ  * فِی رَقٍّ مَنشُورٍ  * وَالبَیتِ المَعمُورِ  * وَالسَّقفِ المَرفُوعِ * وَ البَحرِ المَسجُور؛ به‌نام خداوندی كه رحمتش

بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشه * سوگند به كوه طور * و به كتابی كه نگاشته شده * در صفحه‌ای باز و گسترده *

و به آن خانه همواره آباد * و به آن سقف برافراشته * و به آن دیاری سرشار و برافروختهِ ¦طور(52)، آیات 1-6.

2. متن حدیث مفاخره در كتاب‌های الفضائل، ابن شاذان قمی، ص 80، و المناقب، ابن شهرآشوب، ج 3، ص 118 آمده

است.



=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

یه مولودی زیبا هم به مناسبت این روز گذاشتم.

[http://www.aparat.com/v/auGTj]





سربرگ :
برچسب ها : امام علی، روز پدر، حضرت فاطفه، ذوالقرنین،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام
چهارشنبه 25 بهمن 1391 :: نویسنده : The M.F

با سلام خدمت تمامی دوستان شریف

امروز فیلمی رو دیدم که بسیار متاسف شدم.

این فیلم مربوط به «دیده شدن امام زمان (عج)» در میدان طاهره در مصر میان درگیری ها می باشد.

در این فیلم مردی نورانی ( تاکید می کنم نورانی) دیده می شود که با اسبی از میان مردم بعد از مدتی نا پدید می شود . این فیلم به تایید BBC و فکس رسیده اما تاسف به خاطر این که معدیدی ازهموطنان مان به راحتی فریب این فیلم را می خورند.

ابتدا در این فیلم امام زمان (به گفته ی آن ها) ظاهر می شود و به طرفی می رود و نا پدید می شود. گویی نمی داند که چه باید کند!(ضعف و دستپاچگی کاملا مشخص است ، انگار بدون هماهنگی ظاهر شده اند.)

نکته ی دوم اینکه با استفاده از نور پردازی های لازم به راحتی می توان شبیه این کار را کرد و با قطع نور ناپدید شد.(کلکی که بسیار در تردستی ها کاربرد دارد و عمومی است.)

نکته ی بعد کمک نکردن این شخص به تظاهرات کنندگان می باشد!!!

اگر دقت کنید جاهایی که مردم ایستاده اند دیگر پاهای اسب یا بهتر بگویم پایین اسب گویی در سایه می ماند.

این فریب هم از سوی دشمن بود.

این را هم بگویم که این نظر شخصی بود .



http://host10.aparat.com//public/user_data/flv_video_new/65/add883157c44a27a6d124397b29d7e85194338.mp4


 جهت تعجیل در ظهور منجی عالم بشریت صلوات





سربرگ :
برچسب ها : امام زمان، دوربین، منجی، ذوالقرنین،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام
یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : The M.F

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدای ذوالقرنین


با سلام و درود خدمت دوستان عزیز و گرامی

به احتمال قوی واژه ی ذوالقرنین برای بیشتر شما دوستان واژه ای آشنا می باشد . در کتاب مقدس مسلمانان « قرآن کریم » آمده ولی اشاره ی مستقیمی به نام وی ندارد که این خود به وجود آورنده ی ابهاماتی شد .

متاسفانه برداشت های ظاهری و کودکانه و تک بعدی از قرآن نه تنها معجزه بودن این کتاب آسمانی را زیر سوال می برد ، بلکه همین نگاه ها باعث بیشتر شدن شبهات و تشکیک می شود.

ماجرا ی این شخصیت بزرگوار در آیات 83 تا 97 سوره ی کهف آمده است که بر مهاجرت شخص پاکدامن و نیکو و یگانه پرست برای گسترش عدل و صلح می باشد ؛ با اقوامی در گیر و از ایشان پیروزی حاصل می آید به غرب و شرق زمین می رود و برای صلح می کوشد . سدی بین قومی فاسد و انسان ها ی عادی که فقط زبان ذوالقرنین را می فهمند و این صد تا روز قیامت پایدار خواهد بود .

وسیله ی سفری دارد . با آن به سرعت جابه جا می شود .

عالمان و بزرگان حدیث های بسیاری در باره ی کیستی او مطرح می کنند و به هر روش ممکن از او دفاع می کنند حتی با تحریف شخصیتی و تاریخی .

در این مطلب از یک فایل سخرانی مربوط به استار رائفی پور ، دشمن شناس و محقق در زمینه ی صهیون ، فراماسنری ، جوامع مخفی و مسائلی از این قبیل می باشند.

در این سخنرانی که به فرموده ی استاد منبع اصلی کتابی با نام حقیقت ذوالقرنین است ، استفاده گردیده و ایشان برای تمامی مباحث از منابع معتبر استفاده می کنند . (دوستان گرامی ، هرجای بحث غیر منطقی بود ، می توانند اعلام کنند.)

لینک دریافت فایل زیپ از سایت مصاف با حجمی برابر 29.3 مگابایت در باره ی حقیقت ذوالقرنین

دوستان گرامی ، این متن ، گزارشی چکیده از این سخنرانی می باشد که بنده در پایان نظرات شخصی خود را به آن اضافه نموده ام. امید وارم با گوش دادن به سخنرانی و خواندن متن بنده ی حقیر تا حدودی به اصل این ماجرا پی ببرید.

دوباره تاکید می کنم ، این بخش (متنی ) بخشی از سخنرانی است (فقط اسکندر مقدونی و کوروش کبیر) به اضافه ی نتیجه گیری های شخصی من ، لطفا سخنرانی رو با دقت گوش کنید.

شروع مباحث

1- اسکندر مقدونی : دکتر رائفی پور پس از صحبت درباره ی ویژگی های ذوالقرنین قرآن و اسکندر مقدونی و تناقضاتی که در وی دیده می شود نظریه ی یکسان بودن ذوالقرنین و اسکندر مقدونی را رد کردند . که یکی از ویژگی ها یگانه پرست بودن و دیگری مهربان بودن بود که کاملا این موضوع را رد می کند .

تاریخچه ی نسبت ذوالقرنین به اسکندر مقدونی به زمان تازیان ( عرب ها ) باز می گردد که با الهام گرفتن از Alexander Romans (داستان های اسکندر ) شروع شد و برای توجیح رفتار و کردار ناپسند او بسیاری از بدی های وی را نگفته و تحریف می کردند .

« پس اسکندر قطعا ذوالقرنین نبود .»

در این میان نام چند تن از پادشاهان یمن و یا چین که احتمال ذوالقرنین بودن آن ها بود به طور کلی رد و تکذیب شد .

و در پایان شخصیت های تاریخ به نام کوروش دوم (کوروش کبیر ) رسیدیم .

2- کوروش دوم (کوروش بزرگ) : همان طور که گفته شد استاد رائفی پور در پایان شخصیت های احتمالی تاریخ که منصوب به ذوالقرنین می باشد به نام کوروش کبیر رسیدند .

مقایسه ای با احوال ذوالقرنین و کوروش کبیر انجام شد هر چند در پایان مخالفان کوروش بزرگ برای رد کردن وی از ذوالقرنین بودن ادعاهایی مطرح کرده اند اما استاد از جانب کسانی که معتقد به ذوالقرنین بودن کوروش کبیر می باشند پاسخ قانع کننده داد .

سفر های ذوالقرنین قرآن ابتدا به غرب و سپس به شرق زمین با لشکر کشی های کوروش کبیر تطابق عجیبی دارد . ابتدا به لیدی ( در غرب ) و سپس به نواحی شرقی و سپس رفتن به شمال و ساخت سدی قوی از آهن و مس مذاب که آثار سد و نام رودی که در آن حوالی وجود دارد (سایروس ریور ) باقی مانده است .

همان طور که می دانید تاج کوروش کبیر به صورت نمادین از دو شاخ بهره می برد . حضرت دانیال نبی (ع) او را در خواب دیده و جبرئیل امین از او به عنوان پادشاه پارسی یاد کرده ؛ در کتاب های مقدس یهودیان وی منجی آنان از طرف خدا معرفی شده و با خدا سخن گفته و خداوند سخنان ایشان را در کتاب مقدس آورده اند . درباره ی رئوف و انسان کامل بودن وی مورخین «یونانی» مانند هردوت شهادت داده اند و او را دادگر معرفی کرده اند .

و اما مخالفان وی چه می گویند ؟

1- او (کوروش کبیر ) موحد و یگانه پرست نبود .

در جواب به این سوال که شاید برای شما هم جالب باشد تا این حد کافیست که شاهان و بزرگان ایرانی (حتی در زمان پیشدادیان ) به لطف خدا دارای فر ایزدی بوده و همواره به خاطر این لطف خدا همیشه شکر گزار اویند و ایرانیان همواره یگانه پرست بوده و هستند و خواهند بود . و استاد گرامی در جواب این مخالفان فرمودند : که وی فقط آزادی عمل به آن ها داده و آنان را در انتخاب خدا آزاد گذاشته اند که احتمال تحریف در این مورد وجود دارد ؛ چرا که آنان به پیامبران قوم خود رحم نمی کردند چه رسد به پادشاهی که از آنان نباشد . گر چه این داستان بسیار به داستان حضرت یوسف شبیه است ؛ زیرا که ایشان در ابتدا با بت ها به ظاهر کاری نداشته و مردم به خودی خود جلب ایشان می شدند ، در پایان مبارزه ی حضرت با بت ها به مرحله ی نظامی رسید .

2- سد ذوالقرنین قرار بود تا قیامت پا بر جا باشد در حالی که امروزه فقط آثاری از آن باقی مانده : استاد بزرگ به اضافه ی این که می فرمایند که ملاک قرآن از پاینده بودن سد ، منظور خود سد نیست اما در کل پاسخ به این سوال را به بعد موکول کردند که پاسخی بسیار جالب می باشد.

3- و معدود اشکالات مخالفان و پاسخ های استاد بزرگ در سخنرانی ایراد شد .

در پایان همه ی این ها به این نکته تقریبی رسیدیم که احتمالا ذوالقرنین بودن کوروش کبیر بسیار قوی و قریب به وقوع می باشد . به طوری که استاد بزرگ به آنانی که علاقه ای به ادامه ی بحث نداشته اند فرمودند که ذوالقرنین همان کوروش کبیر ، پادشاه ایران می باشد . مورد ذوالقرنین بودن ایشان و یا بهتر بگویم نزدیکی صفت ذوالقرنین به ایشان (کوروش کبیر) شکی نیست .

اما کسانی که طالب دانستن بیشری هستند .

1- ذوالقرنین که در قرآن به آن اشاره شده است اختیارات و قدرت های بسیار و خدادادی دارد که حتی در پیامبران بزرگی چون سلیمان (ع) ، داوود (ع) و یا سایر پیامبران بزرگ این قدرت ها یا وجود ندارد یا بسیار محدود است .

2- «قرن» در زبان عربی چند معنا دارد که از مهم ترن آن ها می توان به شاخ و یا امت اشاره کرد . در سایر سوره های قرآن هر گاه واژه ی قرن استفاده شده است به معنای «امت» استفاده شده است .

3- قرآن با استفاده از حرف «سـ» اشاره ای به آینده می کند . در حالی که ذوالقرنین در پیش از اسلام بوده .

4- طبق روایات در آخر الزمان اقوام یجوج و مجوج دوباره و به دستور شیطان دوباره علیه بشریت اقدام خواهند کرد .

5- ذوالقرنین فرد الهی می باشد شکی نیست .

این ذوالقرنین که می تواند باشد ؟

حضرت مهدی (عج) ذوالقرنین و منجی موعود می باشد .

استاد بزرگ برای اثبات این ادعا سری به احادیث و روایات زد و موارد زیر حاصل شد .

سوره ی کهف آیات ذکر شده در باره ی ذوالقرنین تنها آیاتی هستند که ابتدا از غروب و سپس از طلوع آفتاب سخن به میان آورده است . و ما در احادیث بسیار داریم که حضرت مهدی (عج) «خورشید » پشت ابر در زمان غیبت می باشد .

بند نخست : همان طور که می دانید مقام امامت بالاتر از مقام پیامبری می باشد و حضرت مهدی (عج) نیز امام دوازدهم ما شیعیان می باشد و به تبع آن اختیارات بیشتری در توان دارند .

بند دوم : همان طور که گفته شد قرن به معنای امت نیز استفاده شده است و حضرت مهدی (عج) نیز دو امت پیش از ظهور و بعد از آن را به طور کامل درک می کنند .

بند سوم : در قرآنی که ما مسلمانان به ایجاز آن ایمان داریم از حرف «سـ» (آینده ساز ) استفاده شده که خبر از آینده می دهد.

همان طور که گفته شد قوم یجوج و مجوج تحت امر شیطان علیه بشریت اقدام می کنند که فقط به دست مبارک حضرت قائم (عج) می باشد که می توان آنان را از مردم ستم دیده جدا کرد (به وسیله ی سد )

بند پنجم : در بند چهارم صحبت از سدی محکم که تا قیامت پایدار خواهد ماند ، می باشد . این سد از تکه های آهن که با مس مذاب کنار هم مانده اند ساخته شده است . همان طور که می دانید آهن را خدا به تسخیر حضرت داوود و مس را به تسخیر حضرت سلیمان در آورد . آهن نماد قدرت و برتری و مس نماد هدایت می باشد . ما در اسلام از هر دوی این موارد استفاده می کنیم . «آهن و مس را به عنوان ثقلین می دانیم» که هردوی آن ها در کنار هم می تواند بشر را از گمراهی نجات داده و هیچ شیطان و نیروهای اهریمنی توانایی نفوذ در آن را ندارد . طبق روایات (ثقلین در حوض کوثر (در قیامت) به پیامبر اکرم ملحق خواهند شد .) یعنی پابر جایی این سد محکم الهی تا روز قیامت .

بند ششم : و در این که حضرت مهدی (عج) فردی پاک و الهی و خاندان او نیز همچنین خاندانی الهی بوده اند هیچ اختلافی بین هیچ دین الهی و غیر الهی وجود ندارد . و شکی در آن نیست .

پس قطعا ذوالقرنین آینده حضرت قائم خاندان محمد رسول الله (ص) می باشد .صلوات

اما چند سوال : ( این قسمت نظرات شخصی می باشد.)

1- پس کوروش کبیر چه می شود ؟ ما که به مخالفان پاسخ دادیم .

2- در برخی احادیث که از امام علی ذکر شده ذوالقرنین نشانه های پیامبر الهی را دارند. و در حدیثی از امام باقر (ع) نیز ذوالقرنین انسانی صالح مطرح شده است . در حالی که بعد از پیامبر خاتم پیامبر دیگری نخواهد آمد . پس یا سخن امام علی (ع) درست نمی باشد .(غیر ممکن ) و یا سخن حضرت باقر (ع) (غیر ممکن ) . در صورتی که حدیث امام علی درست باشد ، ذوالقرنین بودن حضرت مهدی (عج) نیز سوال می رود .

3- در برخی احادیث و روایات امام صادق (ع) از بادی اسم برده شده است که ذوالقرنین باد آرام و بدون رعد را بر گزید چرا که خدا باد تند را برای قائم ما ذخیره کرده است .

توجه داشته باشید که این پاسخ ها کاملا شخصی می باشد و اینجانب منتظر پند ها و نظرات شما هستم .

برای پاسخ به پرسش نخست من مثالی تاریخی که از زبان این استاد بیان شده را یاد آوری می کنم . و آن هم این است که همان که می دانید عدل حضرت مهدی (عج) در زمان حضرت داوود نبی (ع) به صورت کمی محدود تر برگذار  شده است پس احتمال این که کوروش کبیر ذوالقرنین و حتی با امکانات محدودتری نسبت به ذوالقرنین آخر الزمان باشد کاملا طبیعی می باشد . و این خود ممکن است گواهی برای اثبات ذوالقرنین بودن و یا حتا پیامبر بودن کوروش کبیر باشد .

پاسخ سوال دوم : با احتمال فوق العاده قوی که برای پاسخ بند نخست بیان شد تقریبا می توان نتیجه گرفت که ذوالقرنین لقب دو یا چند شخصیت در تاریخ می باشد یکی محدود تر توسط کوروش کبیر و ... و دیگری با اختیارات تام توسط حضرت مهدی (عج) . پس می توان حدیث حضرت علی (ع) را به کوروش کبیر نسبت داد و حدیث امام باقر(ع) را به حضرت مهدی (عج) که کاملا باهم تطابق دارد . در این صورت ابهام پیامبر بودن کوروش کبیر نیز رفع می شد .

پاسخ سوال سوم : این سوال خود بیانگر این است که ذوالقرنین قبل از حضرت مهدی (عج) می باشد و ما نیز ذوالقرنین بودن حضرت مهدی (عج) را اثبات کردیم . پس با جمع بندی این پاسخ و سوال می توان نتیجه گرفت که ذوالقرنین لقب دو شخصیت در تاریخ «گذشته (محدود تر ، با باد آرام) و آینده (با اختیارات تام ) »  می باشند . و با توجه به مثال مطرح شده در پاسخ پرسش نخست و مثال های بسیار از پیامبران گوناگون این امر کاملا طبیعی و عادی جلوه می کند . پس برای جمع بندی کلی می توان ادعا کرد که ذوالقرنین تاریخی پیامبر الهی بوده و اختیارات محدودی نسبت به امام خواهد داشت که بیشتر با شخصیت کوروش کبیر تطابق دارد و ذوالقرنین آینده که خدا از احوال وی آگاهی کامل دارد وقتی دارای قدرتی الهی و باد تند و اختیار کامل کنترل انسان می باشد حضرت بقیه الله (عج) مهدی موعود می باشد .

برای سلامتی و تعجیل در ظهور ذوالقرنین آینده صلواتی بفرستید .

چو ایران نباشد تن من مباد .

The M.F





سربرگ :
برچسب ها : ذوالقرنین، کوروش کبیر، رائفی، استاد، استاد رائفی، آینده، گذشته، ایران، باد، خدا، منجی، موعود، ذوالقرنین آینده، ذوالقرنین گذشته، یحود، دانیال نبی، عهد، غرب، شرق، ذوالقرنین + رائفی پور، رائفی پور + ذوالقرنین،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام
چهارشنبه 8 تیر 1390 :: نویسنده : The M.F

مفسران و تاریخ‌دانانی که به تطابق ذوالقرنین با کوروش کبیر گواهی داده اند:

و مولایمان علی (علیه السلام) نیز در روایتی به پیامبر بودن ذوالقرنین اشاره ای فرموده اند.

1-  مولانا ابوالكلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیر مجمع‌البیان

2- ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزیریال

3-  علامه طباطبایی در تفسیر المیزان

4-  آیت‌الله ناصر مكارم شیرازی و ده نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی، حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی)

5-  تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن

6-  آیت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری)

7-  حجت الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات

8-  دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی

9-  صدر بلاغی در قصص قرآن

10-  جلال رفیع در کتاب بهشت شداد

11-  دکتر فاروق صفی زاده در کتاب از کورش هخامنشی تا محمد خاتمی

12-  منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی

13-  قاسم آذینی فر در کتاب کورش پیام آور بزرگ

 14-  دکتر فریدون بدره‌ای در کتاب کورش در قرآن و عهد عتیق

15-  محمد کاظم توانگر زمین در کتاب ذوالقرنین و کورش

16-  آیت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماینده مجلس خبرگان دوم

17-  استاد محیط طباطبایی

18-  حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد

20-  سر احمدخان بنیان‌گذار دانشگاه اسلامی علیگر هند

و بسیاری از علمای داخلی و ارجی کشور که موارد فوق تنها گوشه ای از آنان می باشد .





سربرگ :
برچسب ها : مفسران، تاریخ‌دانان، ذوالقرنین، کوروش، کوروش کبیر، علی، پیامبر، ابوالكلام، هند، گاندی، مجمع‌البیان، تفسیر، کهف، سوره کهف، پاریزیریال، طباطبایی، علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، المیزان، ناصر، مكارم شیرازی، ناصر مكارم شیرازی، قرآن، نمونه، قرائتی، امامی، آشتیانی، حسنی، شجاعی، عبدالهی، محمدی، تابنده، گنابادی، تابنده گنابادی، سه داستان عرفانی از قرآن، میر محمد کریم علوی، کریم علوی، کشف الحقایق، عبدالمجید، صادق نوبری، نورالدین، ابطحی، ایرانیان، علی شریعتی، شریعتی، بازشناسی، بازشناسی هویت ایرانی اسلامی، هویت ایرانی اسلامی، هویت ایرانی، صدر بلاغی، جلال رفیع، قصص قرآن، بهشت شداد، کورش هخامنشی، فاروق صفی زاده، محمد خاتمی، منوچهر خدایار، کورش در ادیان آسیای غربی، قاسم آذینی فر، کورش پیام آور بزرگ، فریدون بدره‌ای، کورش در قرآن و عهد عتیق، حمد کاظم توانگر، محمد کاظم توانگر زمین، ذوالقرنین و کورش، محمد فقیه استاد اخلاق، محمد فقیه، محیط طباطبایی، شهید هاشمی نژاد، هاشمی نژاد، احمدخان،
جستار های وابسطه :


داغ کن - کلوب دات کام


ایران مصاف
جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر .«امام خمینی (ره)»
درباره تارنما

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود فراوان.
این تارنما صرفا برای یاد آوری گذشته ی گهر بار ایران اسلامی می باشد . تاریخ و تمدنی که باعث افتخار ایرانیان شده است . ایرانیانی که در عصر جاهلیت دنیا یگانه پرست بودند . این دلیلی بر نژاد پرستی و تعصبات نژادی نیست بلکه به عنوان هم میهن تاریخ کشورمان را تحسین می کنیم.
در این تارنما هیچ گونه هدف سیاسی یا تبلیغی نداشته و نخواهیم داشت . هم چنین به این اعتقاد راسخیم که برای نشان دادن سربلندی ایران عزیز هیچ نیازی به زیر پا گذاشتن ادب و همچنین توهین به اقلیت ها ی قومی در سرتاسر دنیا به ویژه در ایران اسلامی نمی باشد . پس از دوستان گرامی درخواست می کنم اگر مواردی غیر از موارد ذکر شده را در این تارنما مشاهده نمودند ، به این جانب اطلاع دهند .

چو ایران نباشد تن من مباد .
The M.F

مدیر وبلاگ : The M.F
پند های کوروش کبیر

لوگوی های حمایتی
نگارندگان

تماس با ما

نظرسنجی
این وبلاگ چند درصد از دانسته های شما را نسبت به گذشته تغییر داده است ؟








آمار تارنما
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان : هم اکنون یک نفر
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
من در کلوب دات کام
پاره ای از امکانات


با ما در تماس باشید